X
تبلیغات
رایتل

پشتیبانی

☆♡نِوِشتهـِ هــاےِ صُورتےِ مَنـ ♡☆
☆♡نِوِشتهـِ هــاےِ صُورتےِ مَنـ ♡☆
♥پُّسـّـتـّــ ثابـّــِتـّــ♥

k1ve_ezgif-148893984.gif


سلام دخمل ناناس


خوش اومدی به وب دخملای خاص


این وب واسه دخملاس


=?utf-8?B?55+i5Y2w?= のデコメ絵文字پرچم دخملا بالاس=?utf-8?B?55+i5Y2w?= のデコメ絵文字


چون بالا سرشون خداس


مدیر این وب دخملی به اسم سناس


که عاشق شماس


اینم قوانین وب ماس


تبادل لینک با وب های خاص


نظر هم بده واس


این وب ناناس


اینجا واسه آپیدن همه چیزای ماس


ハートだよ。1つ のデコメ絵文字اینم امضای ماسハートだよ。1つ のデコメ絵文字


obyn_ezgif-1343406046.gif


اینم لوگوی ماس


5tb7_ezgif-33160417.gif


cafe-webniaz.irکد لوگوی ما در امکانات وب ماسcafe-webniaz.ir


cafe-webniaz.irادامه این مطلب هم پروفایل ماستcafe-webniaz.ir


*女の子* のデコメ絵文字وب من آماده بازدید شماس*女の子* のデコメ絵文字


فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

 


continue | نظرات (621) . |by-> ♫♥♪Şคຖค ๓iŞŞ♪♥♫ |Data-> جمعه 17 مهر 1394 . 15:00
♥27 آبانـــ:)♥

cafe-webniaz.irمی دونید چیه؟cafe-webniaz.ir

 cafe-webniaz.ir  من خوشبخت ترین آدم دنیام که شما مهربونارو دارمcafe-webniaz.ir  

cafe-webniaz.irمن خودمم یادم نبود ولی شما عشقا تولدمو تبریک گفتینcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irنمیدونید چقدر دوستتون دارمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irواقعا دلم نیومد پست نذارم و ازتون تشکر نکنمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irراستش قراره چهارشنبه شیرینی ببرم مدرسه و دوستام سه شنبه میخوان کرم ریزی کننcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irخدا بهم رحم کنهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irامروزم که کلا هیچکار نداشتیم،تفکر،هنر،مطالعات،فوق زبان آخع؟cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irکاش نمیرفتم مدرسه خیلیا هم نیومده بودنcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irما داشتیم آهنگ شیدایی میخوندیم یهو خبر آوردن زنگ دوم اصلا کلا معلم نداریمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irاینطوری بود:cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irما:تا کوووور شود چشمه ی تاریک حسوداااانcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irیکی از بچه ها:ووووی بچه ها این زنگ دبیر نداریمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irما:جان جان جان جان جان جان:)cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irاگه خاطره تولد جالب شد و وقت کردم حتما خاطرشو اینجا ثبت می کنمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irراستی چقدر این وان دایرکشن خوبنcafe-webniaz.ir 

cafe-webniaz.irخیلی قشنگ میخونن لعنتیااااا.منhistoryرو خیلی دوست دارم.cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irولی همچنان حاووووومد جاووون هماووویون عشق ترینهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبازم ممنونم به خاطر محبتاتونcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irو ممنونم از مهتاب جاونم واسه نقاشی قشنگی که کشید.عشقی عشق♥cafe-webniaz.ir


Tag's: تولد ، 27 آبان ، وان دایرکشن ، حامد همایون ، شیدایی
|by-> ♫♥♪Şคຖค ๓iŞŞ♪♥♫ |Data-> یکشنبه 28 آبان 1396 . 02:56
♥پـّـایّـــــیّز♥

okzg_ki_vi_2sale.gif

ハートだよ。1つ のデコメ絵文字پاییز خیلی قشنگه...ハートだよ。1つ のデコメ絵文字

cafe-webniaz.irاین جمله آشناست،مگه نه؟cafe-webniaz.ir

モノクロ のデコメ絵文字فکرشو بکن،خیلی بیحال و حوصله نشستی یه گوشهモノクロ のデコメ絵文字

乙女 のデコメ絵文字تو خودتی و دلت گرفته،از زندگی سیری乙女 のデコメ絵文字

cafe-webniaz.irبه پنجره خیره میشی،آسمون دلت مثل آسمونِ زمین ابریهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irچشم از پنجره برمیداری و آروم گریه میکنیcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irیدفعه یه صدایی میادcafe-webniaz.ir

かわいい のデコメ絵文字اول خیلی آرومه...چیک،چیک،چیک،چیکかわいい のデコメ絵文字

cafe-webniaz.irبعد از چند دقیقه بلند تر میشه،تق تق تق تقcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irو یدفعه میشه،شرشرشرشرcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irسرتو میاری بالا و دوباره به پنجره خیره میشیcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irدو تا حالت بیشتر ندارهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irیا یه لبخندی میزنی و به گریه کردنت ادامه میدیcafe-webniaz.ir

棒人間 -動く- のデコメ絵文字یا مثل دیوونه ها میدوی پنجره رو باز میکنی棒人間 -動く- のデコメ絵文字

乙女 のデコメ絵文字از خوشحالی جیغ میکشی و کل غم هات یادت میره乙女 のデコメ絵文字

久しぶりのあにまるず のデコメ絵文字سورپرایز پاییز اینه،اینجوری حال آدمو خوب میکنه久しぶりのあにまるず のデコメ絵文字

cafe-webniaz.irمن عاشق پاییزم،من دختر پاییزمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irپاییز پره از لذت های وصف نشدنیcafe-webniaz.ir

゜*森girl*゜ のデコメ絵文字وقتی زیر بارون بدون چتر راه میری゜*森girl*゜ のデコメ絵文字

cafe-webniaz.irکلاه سوییشرتت رو میکشی رو سرت که غرغرای مامانت قطع بشهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irصدای خش خش برگای پاییزی زیر پاهاتcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irنسیم ملایمی که صورتت رو نوازش میدهcafe-webniaz.ir

シンプル のデコメ絵文字یه آهنگ زیر لب بخونی،بارون که زد...シンプル のデコメ絵文字

cafe-webniaz.irپاییز که بشه،عاشق هم نباشی دلتنگ میشیcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irنمیدونی دلتنگ کیcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irشاید فکر کنی دلتنگی عذابهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irاما دلتنگی تو پاییز از عسل هم شیرین ترهcafe-webniaz.ir

゜*森girl*゜ のデコメ絵文字تماشای بارون با یه قهوه داغ....نگم برات゜*森girl*゜ のデコメ絵文字

cafe-webniaz.irمحشره مگه نه؟تاحالا اینطوری به پاییز دقت کرده بودی؟cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irیا فقط از فکر باز شدن مدارس ازش بدت میومد؟cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irسعی کن نیمه پر لیوانو ببینی،دیوونه بازی زیر بارون پاییزی با دوستات تو مدرسه...cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمن این لذتا رو با دنیا هم عوض نمیکنمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irکاش همیشه پاییز بود...cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irپاییز خیلی خیلی آشناستcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irفصل باران تا همیشه زیباستcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irواژه ی هم قافیه با بارانcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irخش خش برگ درختان خداستcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمثل فصل قصه هاستcafe-webniaz.ir

きらきら のデコメ絵文字مهر بوی مهربانی خداستきらきら のデコメ絵文字

きらきら のデコメ絵文字ماه آبان،بی نهایت بی ریاستきらきら のデコメ絵文字

きらきら のデコメ絵文字آذر،نشانِ یک صداستきらきら のデコメ絵文字

cafe-webniaz.irآن یک صدای آشناستcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irپاییز رو به انتهاستcafe-webniaz.ir

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

yc01_۲۰۱۶۱۱۱۸_۱۴۵۰۲۵(0).jpg

cafe-webniaz.irسلام دلبرکا،خوبین؟cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irدلم نیومد واسه فصلی که عاشقشم پست نذارمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irپست بهمن سر جاشهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمتن و شعر از خودم بود،لطفا تهمت کپی نزنید،اون عکسم خودممcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irآهنگای وبمم پاییزی کردم،5 تا هستنcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irحال دلتون پاییزیcafe-webniaz.ir

9a1a_tumblr_msimht8h871r1ajz1o1_500.png


Tag's: پاییز ، فصل عشق ، بارون ، چتر ، برگای پاییزی ، بارون که زد ، دختر پاییز ، آبان ، چتر خیس
|by-> ♫♥♪Şคຖค ๓iŞŞ♪♥♫ |Data-> پنج‌شنبه 13 مهر 1396 . 22:22
♥ງ໐໐໓ ๖ฯē Şน๓๓ēr♥

415x_img_20170907_013404.jpg

cafe-webniaz.irمیگن پاییز فصل عاشقاست...اکثرا تو این فصل عاشق میشنcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irاما نگفتن اونایی که خودشون پاییزین تکلیفشون چیه؟cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irاونا---->خود عشقن♥cafe-webniaz.ir

きゃわたん デコメ

cafe-webniaz.irسلاااااااووووووم!پر انرژی باشید بابا گریه نداره کهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irانقدر میخندید و خوش میگذره بهتون که یادتون میره تابستونوcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبخشی از کتاب پنگوئن ها فیزیک میخوانند،خرس ها ریاضی درس میدهند!cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irاین آخرین پستم تو این تابستون هست،یعنی میره تا سال دیگهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irپارسال هم همین کارو کردم،ولی وبو حذف نمیکنمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irپس غررر نزنید دوباره این رمان مینویسه،آخریشه:)cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irواقعا هم یه رمان طولانیه باحاله با کلی عکسcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبفرمایید ادامه مطلبcafe-webniaz.ir

 


Tag's: خداحافظ تابستون ، پایان شهریور ، مهمونی دوستانه ، عید غدیر ، کیک ، مدرسه ، تولد ، بوستان نرگس ، اما واتسون ، هری پاتر
continue | نظرات (81) . |by-> ♫♥♪Şคຖค ๓iŞŞ♪♥♫ |Data-> یکشنبه 19 شهریور 1396 . 21:55
♥عِـــیّد غَدیّــر خُمّــ مُبارَکّـــ♥

キラキラ のデコメ絵文字نام علی:عدالتキラキラ のデコメ絵文字

キラキラ のデコメ絵文字راه علی:سعادتキラキラ のデコメ絵文字

キラキラ のデコメ絵文字عشق علی:شهادتキラキラ のデコメ絵文字

キラキラ のデコメ絵文字ذکر علی:عبادتキラキラ のデコメ絵文字

キラキラ のデコメ絵文字عید علی:مبارکキラキラ のデコメ絵文字

キラキラ のデコメ絵文字عید غدیر رو به همه مسلمونای دنیا تبریک میگمキラキラ のデコメ絵文字

キラキラ のデコメ絵文字البته با تاخیر چون دیروز مهمون داشتیم:)キラキラ のデコメ絵文字

キラキラ のデコメ絵文字میدونید وقتی عیدی میدی حس خوبی داریキラキラ のデコメ絵文字

キラキラ のデコメ絵文字وقتی بهت میگن خوش به سعادتت که سیدی حس خوبی داریキラキラ のデコメ絵文字

キラキラ のデコメ絵文字وقتی همه میان دیدنت حس خوبی داریキラキラ のデコメ絵文字

キラキラ のデコメ絵文字اولاد پیغمبر بودن خیلی حس فوق العاده ایه،افتخار میکنم که ساداتم:)キラキラ のデコメ絵文字


Tag's: عید ، غدیر ، خم ، مبارک
|by-> ♫♥♪Şคຖค ๓iŞŞ♪♥♫ |Data-> یکشنبه 19 شهریور 1396 . 20:54
♥مِهّــرّ اَز رَگّـ گَردَنــّ بّهـ مّا نَزدّیکـ تَرّ اَسّتــّ♥

wzb3_220190d76d9466d31770986b2cc8d94b.jpg

http://up.vbiran.ir/uploads/43103141098170245152_48.pngعاشق این عکسم ینیhttp://up.vbiran.ir/uploads/43103141098170245152_48.png

http://up.vbiran.ir/uploads/34974141098170231724_43.pngهااااااای عشقا.چطورید؟http://up.vbiran.ir/uploads/34974141098170231724_43.png

http://up.vbiran.ir/uploads/38489143480345435484_3.pngحال منم تعریفی نداره دیگه آخرای تابستونه و ...http://up.vbiran.ir/uploads/38489143480345435484_3.png

http://up.vbiran.ir/uploads/709814521115314752_4.pngولش نمیخوام اشکتونو در بیارم اومدم یکم بگم و دورهم بخندیم روزا آخرhttp://up.vbiran.ir/uploads/709814521115314752_4.png

http://up.vbiran.ir/uploads/43199141098169610749_16.pngآقا ما عید قربان پاشدیم بریم دور دور و خریدhttp://up.vbiran.ir/uploads/43199141098169610749_16.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.pngرفتیم فروردین...کشته مردشم یعنیhttp://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.pngانقدر چیزای گوگولی جینگیلی خوشگلی داره که آدم دلش غششش میرهhttp://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.png

http://up.vbiran.ir/uploads/38466142865610228921_43103141098170245152_48.pngقبلا ازش استیکر کیبرد و پیکسل و از این خرت و پرتا خریده بودمhttp://up.vbiran.ir/uploads/38466142865610228921_43103141098170245152_48.png

http://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.pngکلی گشتم بین استیکرا چیزی که ذوق مرگم کنه پیدا نکردمhttp://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.png

http://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.pngولی چون احسان جان ری.. بود به کیبردم عین همون قبلیو خریدم که دلمو برده بودhttp://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.pngیه پک اسکرپ بوک پاریس هم خریدم که عشقههههههhttp://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.png

8nu_d255cb44c1bec389eba5ad87299e7c43.jpg

http://up.vbiran.ir/uploads/19511141098169633756_17.pngبعدم رفتیم کلی مغازه گردی کردیمhttp://up.vbiran.ir/uploads/19511141098169633756_17.png

http://up.vbiran.ir/uploads/24663141098169825340_18.pngمامانجونم:خب حالا بریم اون مغازهه امرسان!!!http://up.vbiran.ir/uploads/24663141098169825340_18.png

http://up.vbiran.ir/uploads/24663141098169825340_18.pngمن:مامانجون میخوای یخچال بخری؟http://up.vbiran.ir/uploads/24663141098169825340_18.png

http://up.vbiran.ir/uploads/23799145230117619936_4.pngمامانجون:نه لباس دیگه...http://up.vbiran.ir/uploads/23799145230117619936_4.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.pngمن:اون اسمش مغازش مرساناست عزیزم////http://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.png

http://up.vbiran.ir/uploads/644114521118235319_1.pngبعد رفتیم خونه مامانجون مامانم،اونجا داییای مامانم هم بودن با خانوادهhttp://up.vbiran.ir/uploads/644114521118235319_1.png

http://up.vbiran.ir/uploads/39179145211153041840_2.pngخیلی خوش گذشت کلی گفتیم و خندیدیمhttp://up.vbiran.ir/uploads/39179145211153041840_2.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngرو لباس دایی مجتبی نوشته بود من گوزن سال دو هزار و نه هستمhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngدایی احمد:تاریختم که گذشتهhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/88051410981699610_24.pngالبته حالا بماند که من مثل کلفت کار کردمhttp://up.vbiran.ir/uploads/88051410981699610_24.png

http://up.vbiran.ir/uploads/88051410981699610_24.pngدایییی حاااااااامد کجا بودی ببینی....http://up.vbiran.ir/uploads/88051410981699610_24.png

http://up.vbiran.ir/uploads/19511141098169633756_17.pngآوره فرداشم رفتم باشگاهhttp://up.vbiran.ir/uploads/19511141098169633756_17.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.pngمربیه دوباره گیر داده به منو یاسیhttp://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.pngمیگه شما باید بیایید توی تیم فدک(تنها تیم بانوان والیبال قم)http://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.pngطرف صحبتش با من بود گفت:سنا یعنی به جون پسرام فلان فلان فلان...http://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngیاسی اون وسطه:مبارکه مبارکه...http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمن:زر زدی نزدی کتک خوردی نخوردیhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngینی مربی سر بخوره هاااا شروع کنه حرف زدن تموم شدنش با خداستhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.pngمربیه گفت سنا و یاسمن عیدی یادتون نرهhttp://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمن:تو خمارش بمون عزیزمhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngهنگامه اینا رفتن بندر انزلی پرسیدم هوا چطوره گفت آب پز شدم لامصبـhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngفرداش گفتم کجایید گفت اردبیلیم جا پیدا نکردیم تو پارک میخوابیمhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/17307141098170040470_33.pngمن:ایشالا که شب....ولش کن دلم نمیاد!!http://up.vbiran.ir/uploads/17307141098170040470_33.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6060143480345411605_1.pngهنی:چییییییییییییییی؟؟http://up.vbiran.ir/uploads/6060143480345411605_1.png

http://up.vbiran.ir/uploads/17307141098170040470_33.pngمن:بگم؟http://up.vbiran.ir/uploads/17307141098170040470_33.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6060143480345411605_1.pngهنی:بوگوووووhttp://up.vbiran.ir/uploads/6060143480345411605_1.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمن:ایشالا شب موقع خواب سوسک بره تو جونت..تسبیحمو میکوبم تو سرتاااا..http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngوالااااااااااااhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/39814145230117636294_6.pngفرداش رفتیم مدرسه..بابام نبود با آقاجونم رفتمhttp://up.vbiran.ir/uploads/39814145230117636294_6.png

http://up.vbiran.ir/uploads/39814145230117636294_6.pngراه مدرسمونم خیلی دور و پیچ در پیچه..http://up.vbiran.ir/uploads/39814145230117636294_6.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngآخه مدرسه نمونه باید مرکز شهر باشه یا ته شهر؟آدم شک میکنه نمازش شکستس!!!http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.pngمنم هی میگفتم آقاجون الان باید بری سمت راستhttp://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.png

http://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.pngآقاجون:مطمئنی؟هی منو به شک مینداختhttp://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngوقتی دقیقا رسوندمشون جلو در مدرسه دوست داشتم بگم بسوووووزیhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngولی خیلی بی ادبیه خاک تو سرمhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/16369141098170027361_34.pngخودمونیما دیدم مدرسمو حس و حالم تازه شدhttp://up.vbiran.ir/uploads/16369141098170027361_34.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمعاونارو دیدم که اصن اشک تو چشماشون بود..http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngقشنگ معلوم بود داشتن میگفتن یا خدااااا شرررررر مدرسه!!http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngالبته اون اثناعشری که عشق منه داشت صبحونه میخورد منو ندید..http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngچقدر ما اینارو اذیت کردیم آخه..چقدر سوتی دادیم جلوشون...چقدر دروغ گفتیمhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/39814145230117636294_6.pngیکی از دوستامم دیدم...زهرا...از مدرسه قبلی باهم بودیمhttp://up.vbiran.ir/uploads/39814145230117636294_6.png

http://up.vbiran.ir/uploads/39814145230117636294_6.pngخلاصه فیش فرم رو گرفتیم رفتیم فرم مدرسه رو بگیریمhttp://up.vbiran.ir/uploads/39814145230117636294_6.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.pngاز در مغازه رفتیم تو گفتم وااای چه مانتو خوشگلییییhttp://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.pngبادمجونی و زرشکی بود مدلشم محشر بودhttp://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.pngیهو زهرا رو دیدم یه لباس دیگه تنشه چقدرمممم زشتهههه....http://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.png

http://up.vbiran.ir/uploads/34416145230117615972_3.pngدرحالی که قیافم اینطوری بود و بالای سرم کلی علامت سوال بود یهو مامانم گفت:http://up.vbiran.ir/uploads/34416145230117615972_3.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.pngسنا این مال شما نیست...اون یکیهhttp://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.png

http://up.vbiran.ir/uploads/22045145211153413953_6.pngیعنی بلند گفتم:اوووووووووووووووووقhttp://up.vbiran.ir/uploads/22045145211153413953_6.png

http://up.vbiran.ir/uploads/3854514109817025910_42.png....تو این سلیقتون یعنی مرده شور برده های....اه اه اهhttp://up.vbiran.ir/uploads/3854514109817025910_42.png

http://up.vbiran.ir/uploads/919714109816999010_28.pngمانتوی کرمی قهوه ای نسکافه ای با خال خال های سفید...http://up.vbiran.ir/uploads/919714109816999010_28.png

http://up.vbiran.ir/uploads/919714109816999010_28.pngخدا وکیلی زشت تر از این نبود؟http://up.vbiran.ir/uploads/919714109816999010_28.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.png 2سال باید اینو بپوشیم؟http://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.png

http://up.vbiran.ir/uploads/31966143480345619112_6.pngیه دختره بود از یه نمونه دولتی دیگه...اون لباس خوشگله مال اونا بودhttp://up.vbiran.ir/uploads/31966143480345619112_6.png

http://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.pngاون هی میگفت مال شماها قشنگه من میگفتم مال شماها قشنگهhttp://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.png

http://up.vbiran.ir/uploads/31966143480345619112_6.pngرفتم لباس کوفتیو بپوشم گفتم زهرا مقنعش چه رنگیهhttp://up.vbiran.ir/uploads/31966143480345619112_6.png

http://up.vbiran.ir/uploads/17307141098170040470_33.pngگفت قهوه ای...http://up.vbiran.ir/uploads/17307141098170040470_33.png

http://up.vbiran.ir/uploads/17307141098170040470_33.pngیه چیزشون خوب از آب در اومدhttp://up.vbiran.ir/uploads/17307141098170040470_33.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.pngفکرشو بکن سر تا پا کرمی...اه اه اه صد رحمت به سر تا پا قهوه ایhttp://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.pngخلاصه رفتیم خونه من بدو زنگ زدم یاسمن توضیح دادم چه شکلیهhttp://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.pngگفت اه اه اه و دقیقا همون فحشای منو تکرار کردhttp://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.png

http://up.vbiran.ir/uploads/31966143480345619112_6.pngعکسشو فرستادم تو گروه و تسلیت گفتمhttp://up.vbiran.ir/uploads/31966143480345619112_6.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngیاسی انقدر فحشای باحالی داد که منو مامانم مرده بودیم از خندهhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngواکنش بقیه بچه ها که از اون باحال ترhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

3qk9_5de488f9b327e87257d94d1a3120a30a.jpg

http://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.pngگونی از این با کلاس ترهhttp://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.pngمامانجونم اومد تا منو دید گفت اهههههههههه این چیه دیگه......http://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngبعله اینم از مامانجون گرامی بنده،به جای دلداری....هییییhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/16642141098169819421_22.pngظهرش احسان گیر داده بود خودکار آبیتو میخوام(من رو خودکاره خیلی حساسم)http://up.vbiran.ir/uploads/16642141098169819421_22.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngگفتم بگیر بخواب بیدار شدی فرشته برات میارهhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngالکی هم داشتم تو کمدو میگشتم با خودم میگفتم عجب نخبه ایم منhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/17307141098170040470_33.pngیهو فهمیدم احسان ساکتهhttp://up.vbiran.ir/uploads/17307141098170040470_33.png

http://up.vbiran.ir/uploads/303141098169616418_10.pngنگاش کردم دیدم نیشش کامل بازه دقیقا این شکلیهhttp://up.vbiran.ir/uploads/303141098169616418_10.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.pngمن:کوفت چته؟http://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.png

http://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.pngاحسان با ذووووق:ایناهاااااش،و خودکارو نشونم دادhttp://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngتو عمرم کسی اینطور بهم نری..بود،فرشته تو رووووحتhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/42010141098169636290_14.pngشبش بردیم ماشینو یکم تعمیر کنیمhttp://up.vbiran.ir/uploads/42010141098169636290_14.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngما هم از ترس اینکه نترکه رفتیم گوشه خیابون نشستیم http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngیارو تعمیر کاره هی به ما میگفت چند وقته اینشو عوض نکردین و ایناhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمنم یواش گفتم باشه بابا تو خوبی!!http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngهمون موقع یکی اومد بهش یه چیز گفت یارو هم گفت باشه توخوبی!!http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngواقعا شنید خخخخخhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.pngته اون کوچهه یه پارک بود احسانو بردیم بازی کنهhttp://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.pngبماند تو راه چقدر سر چیپس خوردن دعوا داشتیمhttp://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.pngآخه من کشته مرده چیپس کچابم این احسانم هی کرم میریزه....http://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.png

http://up.vbiran.ir/uploads/16369141098170027361_34.pngمن نشسته بودم رو صندلی مامانمم احسانو تاب میدادhttp://up.vbiran.ir/uploads/16369141098170027361_34.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.pngچند تا پسر هم اون طرف تر باهم حرف میزدنhttp://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngیعنی انقدر فحش دادن چه فحشاااایی اونم بلند بلندhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngیکیشون گفت:گه نخور بابا بوووووووووووقhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngاصن شما بوووووقیا لیاقت ندارید من پیشتون باشم بوووووووووووقhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngهمه این بوقا سانسور بودن به شدتhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمن یعنی داشتم منفجر میشدم دیدم پسره داره میاد این طرفhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngیعنی پاشدم فقط دویدم یه جا پیدا کردم ترکیدمhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngوااای خیلی باحال بود خداییhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/39814145230117636294_6.pngرفتم من احسانو تاب بدمhttp://up.vbiran.ir/uploads/39814145230117636294_6.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.pngیه دختره هم بود خیلی جیگر بود کمکش کردم بشینه و تابش دادمhttp://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.pngگفت میخوام آهنگ بخونمhttp://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.pngمامانش گفت خب بخونhttp://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.pngدختره شروع کرد گفت من یه دختر چیچی ام ماه رو دوست دارم و اینا چرت و پرتاhttp://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.png

http://up.vbiran.ir/uploads/33986141098169915244_31.pngمامانم پاشد احسان رو هل بدهhttp://up.vbiran.ir/uploads/33986141098169915244_31.png

http://up.vbiran.ir/uploads/34416145230117615972_3.pngاحسان گفت:دوووووست دارم زندگی روووووووhttp://up.vbiran.ir/uploads/34416145230117615972_3.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمامانم:سنااااااا بیا اینو خفه کن الان عاشق شدم رفت میخونهhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/31405145230117741446_8.pngرفتیم خونه یاسی اس داد سنا فردا زودتر بیا باشگاه قبلشم یه قرص آرامبخش بخورhttp://up.vbiran.ir/uploads/31405145230117741446_8.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.pngفرداش اومد گفت من میخوام خرخونی کنم و گفت چیکارا میخواد بکنهhttp://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngحالا بماند تو باشگاه مردیم از خنده..انقدر تر زدن بچه ها موقع بازی که حد ندارهhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngجا خالی میدادن...میومدن پنجه بزن توپ از وسط دستشون در میرفت..http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngسرویس میزدن میرفت به  سقف میچسبیدhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/24663141098169825340_18.pngمنم اومدم کل عربی و زبان و فارسی و اعلام و واژه و کوفت و زهرمارو رو دوره کردمhttp://up.vbiran.ir/uploads/24663141098169825340_18.png

http://up.vbiran.ir/uploads/24663141098169825340_18.pngاصن خودم باورم نشدhttp://up.vbiran.ir/uploads/24663141098169825340_18.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngریاضی و علومم که چند روزه تموم شده..بابا ایول پوزشو به خاک مالیدم خخخhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/38466142865610228921_43103141098170245152_48.pngعصرش رفتیم مامانجونمو از یه جا آوردیمhttp://up.vbiran.ir/uploads/38466142865610228921_43103141098170245152_48.png

http://up.vbiran.ir/uploads/38466142865610228921_43103141098170245152_48.pngپشت چراغ قرمز بودیم شیشه طرف مامانجونمم پایین بودhttp://up.vbiran.ir/uploads/38466142865610228921_43103141098170245152_48.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngیهو آواز خوندنش گرفت گفت لااااااای لااااای لااااااای لااااای لاااای....http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngیهو مامانجونم دید مرده ماشین بغلیه زده زیر خندهhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمامانجونمم یواش یواش صداشو کم کرد لای لا ل...http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمن غششش کردم کف ماشین ینیییی مرده بودم خیلی باحال بودhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngآخ امروز که من فقط تا الانش خندیدمhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/1009014109816984616_21.pngصبح احسان رفت خونه مامانجون من کشوی میزمو تمیز کردمhttp://up.vbiran.ir/uploads/1009014109816984616_21.png

http://up.vbiran.ir/uploads/3947914109816988453_26.pngوقتی اومد گفتم احسااان چرا انقدر کشوی منو به هم میریزی؟http://up.vbiran.ir/uploads/3947914109816988453_26.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6060143480345411605_1.pngبدو بدو اومد تو اتاق گفتم یا خدا الان دوباره بهم میریزهhttp://up.vbiran.ir/uploads/6060143480345411605_1.png

http://up.vbiran.ir/uploads/17307141098170040470_33.pngرفت مث مترسک وسط اتاق وایسادhttp://up.vbiran.ir/uploads/17307141098170040470_33.png

http://up.vbiran.ir/uploads/2347314109817015871_40.pngزد تو صورت خودش گفت خاک به سرم چرا اینطوری کردم؟؟http://up.vbiran.ir/uploads/2347314109817015871_40.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngیعنی من مردم خیلی باحال گفت دووورت بگردم داداشhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngبعد احسان دستشویی داشت ولی نمیرفتhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمنم داشتم براش برچسب ستاره قیچی میکردم یه دونه بهش بدم که بره دستشوییhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/31405145230117741446_8.pngیهو مامانم جیغغغ زد گفتم یا الله چیشدhttp://up.vbiran.ir/uploads/31405145230117741446_8.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngدیدم احسان اومد تو اتاق من یه جییییییغ بلند تر کشیدمhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngهمه برچسبارو تو مشت و دهن و زیر متکا قایم کردمhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngینی ته خنده بودhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/28562141098169844803_23.pngبعد احسان رفت دوباره آتیش بسوزونه تیز برداشته بود دستاشو بریده بودhttp://up.vbiran.ir/uploads/28562141098169844803_23.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngبا دستمال روشو گرفته بودیم خونش بند بیاد این بیچاره دماغش میخاریدhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngانقدر حرکات مختلفی انجام داد منو مامانم دلدرد گرفتیمhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/16642141098169819421_22.pngمامانمم امروز خیلی واسه عید غدیر کار کرده خسته شده هی میخواست بخوابهhttp://up.vbiran.ir/uploads/16642141098169819421_22.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngتا سرشو میذاشت زمین یا زنگ آیفون میخورد یا احسان..http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngخیلی دلم براش سوخت بنده خدا...http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمن واسه نوشتن این پست گریه کردم باورتون میشه؟http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngاز بس احسان اذیت کرد نکبتhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/19011145211006414470_41904141098169839653_20.pngراااستی یه ایده کرم ریزی اجرا شدهhttp://up.vbiran.ir/uploads/19011145211006414470_41904141098169839653_20.png

به دوستتون پیام بدین که واقعا که چرا عکساتو پخش میکنی و ایناhttp://up.vbiran.ir/uploads/19011145211006414470_41904141098169839653_20.png

http://up.vbiran.ir/uploads/19011145211006414470_41904141098169839653_20.pngاشکش که دراومد عکس یه گوساله ای چیزی بفرستید بگید اینم مدرکhttp://up.vbiran.ir/uploads/19011145211006414470_41904141098169839653_20.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngاگه دستش بهتون برسه که مرگتون قطعیه وویه چند وقت جلوش آفتابی نشید آبا از آسیاب بیوفتهhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngفاطی که گریش در اومد بعد باهم سر هنیو کلاه گذاشتیمhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngتازه فاطی بدبخت اون روز دوستش درباره هک شدن و ایناhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngگفته بوده واسش منم گفتم عکساتو پخش کردی داشت سکته میکردhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngولی خیلی تهدیدم کرد واقعا ازش میترسمhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

7v00_screenshot_۲۰۱۷۰۹۰۲-۲۳۲۸۰۴.png

0y8p_screenshot_۲۰۱۷۰۹۰۲-۲۳۲۸۱۱.png

snn4_screenshot_۲۰۱۷۰۹۰۲-۲۳۲۸۱۸.png

vdmr_screenshot_۲۰۱۷۰۹۰۲-۲۳۲۸۲۷.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngبعلههههhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngاصن باید آدم از این دوستای کرمو داشته باشه که یکم حرصش بدنhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

♥آووووووووو راستی صبحانه به سبک سنا:♥

1e74_739aa60c59e2cea3bcd88c9de1d53741.jpg

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngالبته ظهر پاشدم اون سالاد و سس پشتش واسه ناهاره خخخخhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6393141098169927263_27.pngنون تست بر میدارین توش کره عسل میریزید دورشم خامه عسلhttp://up.vbiran.ir/uploads/6393141098169927263_27.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6393141098169927263_27.pngروشونم مربای آلبالویی بعدم گرو خرد میکنید روشون میریزید میذارید تو ساندویچ سازhttp://up.vbiran.ir/uploads/6393141098169927263_27.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6393141098169927263_27.pngکره عسله مثل پنیر پیتزا کشششش میاد انقدر خوشمزسhttp://up.vbiran.ir/uploads/6393141098169927263_27.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6393141098169927263_27.pngامتحانش ضرر ندارهhttp://up.vbiran.ir/uploads/6393141098169927263_27.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.pngراستی شماهم بگید لباس فرماتون چه شکلی و چه رنگیهhttp://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.pngهر کی نگه یعنی پستو نخونده منم میرم سرشو میبرمhttp://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.pngوالا اینهمه خودم میکشم که نخونید؟؟http://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.png

http://up.vbiran.ir/uploads/31128141098169544369_11.pngاصن من طومار ننویسم نمیتونم یه پست رو انتشار بدمhttp://up.vbiran.ir/uploads/31128141098169544369_11.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.pngعیدتون پیشاپیش مبارکhttp://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.png

☺نهنگ آبی هم یادتون نره بازی نکنید اطلاع هم بدید به بقیه☺

http://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.pngبااای جیگراhttp://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.png


Tag's: ماه مهر ، مدرسه ، احسان بووووق ، کرم ریزی ، صبحانه ، والیبال ، اسکرپ بوک ، رنگی رنگی ، فروردین
نظرات (97) . |by-> ♫♥♪Şคຖค ๓iŞŞ♪♥♫ |Data-> چهارشنبه 15 شهریور 1396 . 20:39
♥بِهتَریّنــ هّایـِ جَهاّنـــ♥

http://up.vbiran.ir/uploads/26027141098170228729_49.pngسلااااااااااااااااام دخملا چطورین؟http://up.vbiran.ir/uploads/26027141098170228729_49.png

http://up.vbiran.ir/uploads/43199141098169610749_16.pngآخ انقدر ماجرا دارم نمیدونم از کجا شروع کنم خدا به دادتون برسهhttp://up.vbiran.ir/uploads/43199141098169610749_16.png

http://up.vbiran.ir/uploads/43103141098170245152_48.pngسعی میکنم خلاصش کنم:)http://up.vbiran.ir/uploads/43103141098170245152_48.png

http://up.vbiran.ir/uploads/19511141098169633756_17.pngخب جمعه ی هفته ی پیش چند تا سوژه داشتیم میگمhttp://up.vbiran.ir/uploads/19511141098169633756_17.png

http://up.vbiran.ir/uploads/28511141098169624565_13.pngعصر نشسته بودیم دورهم آقاجونم طالبی آورد من گفتم نمیخوام مرسیhttp://up.vbiran.ir/uploads/28511141098169624565_13.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.pngآقاجونم گفت:با توجه به شرایط معدت تو بچگی برات خوبه ها!!!http://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.pngمنم انقدر خجالت کشیدم گفتم تا بیشتر آبروریزی نشده برم کوفت کنمhttp://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.png

9moc_2f64e20d941a942e86865bd61619a716.jpg

http://up.vbiran.ir/uploads/6393141098169927263_27.pngخیلیم خوش مزه بودhttp://up.vbiran.ir/uploads/6393141098169927263_27.png

http://up.vbiran.ir/uploads/17307141098170040470_33.pngبعدش خبر رسید که شام سیرابیه زنداییم ذوووق کرده بودhttp://up.vbiran.ir/uploads/17307141098170040470_33.png

http://up.vbiran.ir/uploads/16642141098169819421_22.pngولی منو دایی مهدی از اونجایی که چندشمون میشه و حلال زاده به داییش میره گفتیم نمیخوایمhttp://up.vbiran.ir/uploads/16642141098169819421_22.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6393141098169927263_27.pngمامانجونم برامون کباب سینی درست کردhttp://up.vbiran.ir/uploads/6393141098169927263_27.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6393141098169927263_27.pngیعنی یک بوی خوبی میومد دهنمون آب افتادhttp://up.vbiran.ir/uploads/6393141098169927263_27.png

http://up.vbiran.ir/uploads/28562141098169844803_23.pngیدفعه مامانمو زنداییم همزمان با لحن گریه گفتن:من سیرابی نمیخواااام کباب سینی میخواااامhttp://up.vbiran.ir/uploads/28562141098169844803_23.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngلحنشون ته خنده بود....قیافه هاشون که دیگه هیچی خخخخhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/16369141098170027361_34.pngساعت 8 و ربع بود دایی مهدی میخواست بره مسجدhttp://up.vbiran.ir/uploads/16369141098170027361_34.png

http://up.vbiran.ir/uploads/16369141098170027361_34.pngمنو مامانمم داشتیم نماز میخوندیمhttp://up.vbiran.ir/uploads/16369141098170027361_34.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.pngیهو دایی گفت نخونید بابا اذان نگفتنhttp://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.pngمنم رکعت دوم بودم نمازمو تموم کردم مامانمم همینطورhttp://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.png

http://up.vbiran.ir/uploads/1009014109816984616_21.pngدایی هی میگفت اذان نگفتن ما میگفتیم چرا گفتنhttp://up.vbiran.ir/uploads/1009014109816984616_21.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.pngآخرش رفتیم باد صبا نگاه کردیم دیدیم گفتنhttp://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.pngمن:دایی میکشمتhttp://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.png

http://up.vbiran.ir/uploads/709814521115314752_4.pngخلاصه دایی رفت مسجد و اومدhttp://up.vbiran.ir/uploads/709814521115314752_4.png

http://up.vbiran.ir/uploads/39814145230117636294_6.pngگفت یکی از دوستاش براش مُشک آوردهhttp://up.vbiran.ir/uploads/39814145230117636294_6.png

http://up.vbiran.ir/uploads/39814145230117636294_6.pngگفت میخوام با اسفند دود کنمhttp://up.vbiran.ir/uploads/39814145230117636294_6.png

http://up.vbiran.ir/uploads/39814145230117636294_6.pngاولش یه بوی خوبی میومد هممون میگفتیم به به به بهhttp://up.vbiran.ir/uploads/39814145230117636294_6.png

http://up.vbiran.ir/uploads/22045145211153413953_6.pngیدفعه یک بوووووی گندی بلند شد که حد ندارهhttp://up.vbiran.ir/uploads/22045145211153413953_6.png

http://up.vbiran.ir/uploads/13892141098170136486_41.pngمامانم:مهدی یعنی گند زدی به بوی خوش کباب سینیhttp://up.vbiran.ir/uploads/13892141098170136486_41.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngزندایی:بوی دستشویی گاو میده(حالا اسمشو خودتون میدونید)http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمامانجونم:نمیدونستم مَشک انقدر بوی گندی میدهhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمن:مامانجون مَشک توش آب میبرن اون مُشکه خخخخخhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.pngبعدم مرغ عشقارو ول کردیم تو خونهhttp://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.png

http://up.vbiran.ir/uploads/17307141098170040470_33.pngیه خاطره بگم از ترس زندایی و اذیتای دایی مهدیhttp://up.vbiran.ir/uploads/17307141098170040470_33.png

http://up.vbiran.ir/uploads/17307141098170040470_33.pngزنداییم به شدت از اینا میترسه و هر موقع اینارو آزاد میکنیم اون میره تو اتاقhttp://up.vbiran.ir/uploads/17307141098170040470_33.png

http://up.vbiran.ir/uploads/17307141098170040470_33.pngیه بار منو زندایی تو اتاق بودیم مرغ عشقا هم ول بودنhttp://up.vbiran.ir/uploads/17307141098170040470_33.png

http://up.vbiran.ir/uploads/33986141098169915244_31.pngیدفعه دایی مهدی اومد الکی پخ از لای در دستشو کرد تو که مثلا مرغ عشق انداخته تو اتاقhttp://up.vbiran.ir/uploads/33986141098169915244_31.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.pngزنداییمم اول ترسید ولی بعد گفت هرهرهر خندیدمhttp://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6060143480345411605_1.pngبار دوم همینکارو کرد اما واقعی!http://up.vbiran.ir/uploads/6060143480345411605_1.png

http://up.vbiran.ir/uploads/31966143480345619112_6.pngمرغ عشقارو ول کرد تو اتاق منو زنداییم جیییغ میکشیدیم حالا درم از پشت گرفته بود واویلاhttp://up.vbiran.ir/uploads/31966143480345619112_6.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6060143480345411605_1.pngمنم که نمیترسیدم اون موقع ترسیدمhttp://up.vbiran.ir/uploads/6060143480345411605_1.png

http://up.vbiran.ir/uploads/31966143480345619112_6.pngزنداییم رفت تو حموم من هی در میزدم داااایی جون مامانت باز کن!!!http://up.vbiran.ir/uploads/31966143480345619112_6.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngخلاصه کلی خندیدیمhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/19511141098169633756_17.pngپریشب با خانواده مامانم اینا(از طرف آقاجونم)رفته بودیم پارکhttp://up.vbiran.ir/uploads/19511141098169633756_17.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.pngخیلیییییییییییییی خوش گذشت و کلی خندیدیمhttp://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.pngمنو زینبم هی میرفتیم اون پشت درختا و جایی که کسی نباشه والیبال بازی میکردیمhttp://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngتازه موقع پاستیل خوردن کلی به مردا تعارف کردیم(پاستیلش از این کرمیا بود)http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/24663141098169825340_18.pngبعد چایی داشتیم میخوردیم مردا نگاه میکردنhttp://up.vbiran.ir/uploads/24663141098169825340_18.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngیدفعه دوزاریمون افتاد این بدبختا چرا هیچی نمیخورنhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/1746714109816951004_12.pngبه عمو گفتیم بفرماییدhttp://up.vbiran.ir/uploads/1746714109816951004_12.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngعمو گفت:نمیخوام هر چی کرم بود اومد اینورhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/42010141098169636290_14.pngشام هم جوجه کباب و مخلفات بود.عمه جون خیلی زحمت کشیدhttp://up.vbiran.ir/uploads/42010141098169636290_14.png

5ylz_edb16e914b80a4cb7da49e97769b6763.jpg

http://up.vbiran.ir/uploads/43103141098170245152_48.pngحالا موقع برگشت ماشینا جا نبودن ما با دایی مهدی برگشتیمhttp://up.vbiran.ir/uploads/43103141098170245152_48.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngحالا از اولش دایی شروع کرد غرررر زدنhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngهی میگفت جوجشو تو آب پیاز خوابونده بود و چقدر سفت بود و بی نمک بود و ....http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngدوباره روده بر شدیم از دست دایی مهدیhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/38466142865610228921_43103141098170245152_48.pngاینم یه عکس خانوادگی:http://up.vbiran.ir/uploads/38466142865610228921_43103141098170245152_48.png

kzb_c9006e19e3d21f31fec8c61ea7137236.jpg

http://up.vbiran.ir/uploads/38466142865610228921_43103141098170245152_48.pngمحض اطلاع من سومی از سمت چپم(اون عقبیه)http://up.vbiran.ir/uploads/38466142865610228921_43103141098170245152_48.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngفردا صبحشم رفتیم باشگاه تر زدیم واقعاhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngتمرینامون فوق العاده بودن ولی بازیمون.....http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngوااای وقتی برگشتیم میخواستیم پارک کنیمhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngینی 2 ساعت مامانم داشت پارک میکرد هی کج میشد ماشینhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngبعد دو ساعت که درست شد همون موقع یهو ماشین عقبیمون رفت....http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngانقدر خندیدم دل درد گرفتم مامانم قیافش خیلی خنده دار بودhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/34974141098170231724_43.pngو امااااا امروزhttp://up.vbiran.ir/uploads/34974141098170231724_43.png

http://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.pngبماند دیروز خودمونو کشتیم واسه برنامه ریزی بوستان امروز با دوستامhttp://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمامانا میگفتن باید بزگتر بالا سرتون باشه هیچکدومشونم نمیومدنhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngخیلی خندیدیم حالا اون ماجرا ها بماند 20000 بار به هم زنگ زدیم و فحش دادیم و ...http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.pngحالا اوکی شده بود همشون بیان فاطی گفت مامانم نمیاد!!!http://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.png

http://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.pngچرا؟چون سرش درد میکنهhttp://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمنم گفتم بابا پاشو براش میوه بیار ناهار درست کن جارو کن یکم پاچه خواری کنhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngحالا اون هیچکار نکرد ولی منه بدبخت مامانم مث خر ازم کار کشیدhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngگفت رمزاتو فهمیدم سنا خانوم!!!فاطی تو روووووحتhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.pngدوباره کلی جنگ و دعوا کردیم واسه قرارhttp://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمامان من گفت:مذاکرات ایران آمریکارو بدن دست شماها...ظرییییفِ منhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.pngخلااااصه اوکی شد واسه ساعت پنج و نیم رفتیم بوستان نرگسhttp://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.pngیه بوستانیه واسه خانوم ها که خیلیم بزرگ و باحالهhttp://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.png

http://up.vbiran.ir/uploads/3947914109816988453_26.pngاولش که بچه ها دیر کردن منو فاطی جلو در منتظرشون بودیمhttp://up.vbiran.ir/uploads/3947914109816988453_26.png

http://up.vbiran.ir/uploads/28511141098169624565_13.pngمن زینبو دیدم اومده بود واسه والیبالhttp://up.vbiran.ir/uploads/28511141098169624565_13.png

http://up.vbiran.ir/uploads/18327145230031612888_6.pngبعد زنگ زدیم یاسی(با گوشی جدید فاطی)http://up.vbiran.ir/uploads/18327145230031612888_6.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngتازه خریده و تنها کسی که به جای اینکه بهش بگه مبارکت باشه گفته کوفتت بشه من بودم!!http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngتازه آرزوهایی که کردم بماندhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.pngیاسیم اومد حالا منتظر هنی بودیمhttp://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.pngبعد یکی از هم مدرسه ایای مدرسه قبلیمونو دیدیمhttp://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.pngداشتیم میرفتیم پیش مامانامون(رفتن جا بگیرن)که دیدیم هنی اومدهhttp://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png 3تامون مث خر یورتمه میرفتیم به سمتشhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png مامانش باورش نمیشد ما دوستاشیمhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngزنگ زدیم جای مامانارو پرسیدیمhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngرفتیم وسایلمونو پرت کردیم پیش مامانا و پیش به سوی ترامبولینhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمسابقه گذاشتیم چهار تایی میدویدیم چجوووورhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngهمه بهمون میخندیدنhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/17307141098170040470_33.pngرفتیم بلیت بگیریم حالا بماند چقدر چونه زدیم واسه پول خردhttp://up.vbiran.ir/uploads/17307141098170040470_33.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.pngپریدیم تو بازیhttp://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمثل کانگرو بالا پایین میپریدیم روسریامونو در آوردیم شعر چرت و پرت خوندیمhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngشعر یه دبیر داریم از خودمون که ته خلاقیتهhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngیاسی و فاطی رو یه تخته میپریدن من فقط قسم میخوردم نپرید الان تخته جرررر میخورهhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمنو یاسی باهم پریدیم یعنی ته خنده بود پخش زمین شدیمhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/18044145230117636067_5.pngاومدیم بیرون رفتیم دستشوییhttp://up.vbiran.ir/uploads/18044145230117636067_5.png

http://up.vbiran.ir/uploads/18044145230117636067_5.png 3 تا دستشویی بود منو یاسی و هنی رفتیم دستشوییhttp://up.vbiran.ir/uploads/18044145230117636067_5.png

http://up.vbiran.ir/uploads/709814521115314752_4.pngاومدیم بیرون فاطی رفت گفت نرید ها من راهو گم میکنمhttp://up.vbiran.ir/uploads/709814521115314752_4.png

http://up.vbiran.ir/uploads/17307141098170040470_33.pngماهم عمدا فرار کردیم قایم شدیم ولی یکتا و عارفه لو دادن اهhttp://up.vbiran.ir/uploads/17307141098170040470_33.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngما 3 تا:یک،دو،سه بسوووووووووووووووزیhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6393141098169927263_27.pngرفتیم آب خوردیم و با آبجیا و داداشم رفتیم بوفهhttp://up.vbiran.ir/uploads/6393141098169927263_27.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngحالا هنگامه میگفت به داداشت بگو انقدر به حلما نگاه نکنهhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمنم گفتم حالا انگار چی هس http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngولی خدایی خودمونیما حلما عشقههههhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngتازه یکی دیگه از فامیلامونم دیدم فقط فرار کردم که سلام نکنمhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngاونجا همش داشتیم میگفتیم من حساب میکنم من حساب میکنمhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngهمه داشتن بهمون میخندیدنhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngینی ما کمدین های این مملکتیم که ناشناخته ماندیم...رامبد ما اعتراض داریمhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6393141098169927263_27.pngبالاخره 4 تا نوشمک صورتی خریدیمhttp://up.vbiran.ir/uploads/6393141098169927263_27.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngرفتیم که عکس هم بندازیم یخمکامون آب شدن خخخخخhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.pngمامان منو مامان هنگامه رفته بودن بچه هارو ببرن سرسره بازیhttp://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.pngرفتیم مامانمو پیدا کردیم کلیییییییی عکس جیگرررر انداختیمhttp://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngهنگامه که مارو کشت نصف وقتمون فقط واسه درست کردن روسریامون رفتhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/23190141098169943293_29.pngبعد با همه بچه ها رفتیم قصر بادیhttp://up.vbiran.ir/uploads/23190141098169943293_29.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngزنه هی سوت میزد ما 4 تایی داد میزدیم مرررگ درد مرض کووووفتhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngانقدر خندیدیم که حد ندارهhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngهمشم 4 تایی دست همو میگرفتیم غیییییییییژژژژژژژژ سر میخوردیم و جییییغ میکشیدیمhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/644114521118235319_1.pngمامانمم مسئول ثبت این لحظات بود،عاشقتم مامانیhttp://up.vbiran.ir/uploads/644114521118235319_1.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngاستخر توپم رفتیم تازه خجالتم نمیکشیمhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/34974141098170231724_43.pngاینام چند تا عکس از بوستان نرگسhttp://up.vbiran.ir/uploads/34974141098170231724_43.png

http://up.vbiran.ir/uploads/38466142865610228921_43103141098170245152_48.pngالبته راهنمای اصلی:):http://up.vbiran.ir/uploads/38466142865610228921_43103141098170245152_48.png

http://up.vbiran.ir/uploads/38466142865610228921_43103141098170245152_48.pngمانتوی لیمویی با روسری سورمه ای:منhttp://up.vbiran.ir/uploads/38466142865610228921_43103141098170245152_48.png

http://up.vbiran.ir/uploads/38466142865610228921_43103141098170245152_48.pngمانتوی سبز با شال قرمز مشکی:ِیاسیhttp://up.vbiran.ir/uploads/38466142865610228921_43103141098170245152_48.png

http://up.vbiran.ir/uploads/38466142865610228921_43103141098170245152_48.pngمانتوی سبز با شال کرمی:فاطیhttp://up.vbiran.ir/uploads/38466142865610228921_43103141098170245152_48.png

http://up.vbiran.ir/uploads/38466142865610228921_43103141098170245152_48.pngمانتوی چهار خونه قرمز سورمه ای با روسری صورتی:هنیhttp://up.vbiran.ir/uploads/38466142865610228921_43103141098170245152_48.png

v29q_2a990cd9298749c0a7e3e75848302961.jpg

c0q2_7881cf9555d4deb8cf7170c37555802d.jpg

7yzl_ba9d55e971c9a9051537b1bc36db8e30.jpg

j6xv_af9a11ac916c006beab9aabd46221797.jpg

tgyn_c51fbc785e3988c59706ac40d1dd9cb5.jpg

iht9_e4fae78e7521161e2f16aaaa3283428d.jpg

gpnq_7717cda6b90990b352bbb1787dc51367.jpg

http://up.vbiran.ir/uploads/42010141098169636290_14.pngاینا فقط چند تاشون بودن 200 تا گرفتیم شکار لحظه هاhttp://up.vbiran.ir/uploads/42010141098169636290_14.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngموقع پایین اومدن از قصر بادی مامانم عکس گرفته ته خندس غش کردیم وختی دیدیمhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/43103141098170245152_48.pngبعدشم رفتیم والیبال بازی کردیم و دوباره سلفی گرفتیم تا شب شدhttp://up.vbiran.ir/uploads/43103141098170245152_48.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.pngبابا لنگ درازم تموم کردم خیلی محشر بودhttp://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.png

kjzt_b9136de47330a326fd94bd621e4bb43f.jpg

http://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.pngاین اردکای گوگولی هم که من عاشقشونمhttp://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.pngاسماشون:کاکلی و فُکُلی و کُکُلی و مُکُلیhttp://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6393141098169927263_27.pngاینم ذرت مکزیکی که خودمون درست کردیم:)http://up.vbiran.ir/uploads/6393141098169927263_27.png

unte_a04261b91936b83d3a73ea9b4e9569bb.jpg

http://up.vbiran.ir/uploads/709814521115314752_4.pngببخشید بازم طولانی شد..اصن من نمیتونم خلاصه بنویسمhttp://up.vbiran.ir/uploads/709814521115314752_4.png

http://up.vbiran.ir/uploads/26027141098170228729_49.pngبای تا بعــــدhttp://up.vbiran.ir/uploads/26027141098170228729_49.png

o37c_capture.png


Tag's: دوستای عشق ، ترامبولین ، قصر بادی ، خاطره ، عکس ، 4منگولا
نظرات (49) . |by-> ♫♥♪Şคຖค ๓iŞŞ♪♥♫ |Data-> چهارشنبه 8 شهریور 1396 . 05:51
♥گّــوگّــولیــتَرینــا♥

http://up.vbiran.ir/uploads/26027141098170228729_49.pngسلاووووووووووم دخیاhttp://up.vbiran.ir/uploads/26027141098170228729_49.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.pngنفستون دوباره پست گذاشتهhttp://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.png

http://up.vbiran.ir/uploads/1009014109816984616_21.pngاه اینم خزش کردینhttp://up.vbiran.ir/uploads/1009014109816984616_21.png

http://up.vbiran.ir/uploads/43199141098169610749_16.pngاومدم با کوله باری از سوتی و خاطرهhttp://up.vbiran.ir/uploads/43199141098169610749_16.png

http://up.vbiran.ir/uploads/43103141098170245152_48.pngآقا ما چند وقت پیش هِرررررررمون گرفت همستر بخریمhttp://up.vbiran.ir/uploads/43103141098170245152_48.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.pngبابا ها که بنده های خدا همیشه راضین ولی مامانا نهhttp://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.png

http://up.vbiran.ir/uploads/39814145230117636294_6.pngرفتم سراغ مامانم و گفتم:مامان!!من یه حیوون خونگی میخوام!!http://up.vbiran.ir/uploads/39814145230117636294_6.png

http://up.vbiran.ir/uploads/4185614109817023241_44.pngاونم نه گذاشت نه برداشت بدون هیچ حرفی فقط احسانو نشون دادhttp://up.vbiran.ir/uploads/4185614109817023241_44.png

http://up.vbiran.ir/uploads/17307141098170040470_33.pngداشتم میترکیدم از خنده ولی گفتم حالا جدی باشمhttp://up.vbiran.ir/uploads/17307141098170040470_33.png

http://up.vbiran.ir/uploads/31405145230117741446_8.pngمامان:تو الان داری در میان انبوهی از حیوانات زندگی میکنی:/http://up.vbiran.ir/uploads/31405145230117741446_8.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.pngمن:مثلا؟http://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.png

http://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.pngمامانم:خودمون!!!http://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngدیگه نتونستم جلو خودمو بگیرم ترکیدم از خندهhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.pngحالا مگه مامانم قانع میشد؟http://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.pngهزار و یک دلیل آورد و محکم ترین دلیلشم این بود که موشه و نجسهhttp://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.png

http://up.vbiran.ir/uploads/303141098169616418_10.pngمنم برا رو کم کنی زنگ زدم دفتر مرجع تقلید سوال کردم گفتن نه پاکهhttp://up.vbiran.ir/uploads/303141098169616418_10.png

http://up.vbiran.ir/uploads/33986141098169915244_31.pngحالا مامانم چسبید به اینکه تو آسم کودکان داشتی و اینم پشمالوئهhttp://up.vbiran.ir/uploads/33986141098169915244_31.png

http://up.vbiran.ir/uploads/23799145230117619936_4.pngهمینطور یه بننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننند حرف میزدhttp://up.vbiran.ir/uploads/23799145230117619936_4.png

http://up.vbiran.ir/uploads/88051410981699610_24.pngمنم دو روز باهاش حرف نزدم:(http://up.vbiran.ir/uploads/88051410981699610_24.png

http://up.vbiran.ir/uploads/31966143480345619112_6.pngتا الان هیچ پیشرفتی نداشتم تازه پسرفت هم داشتمhttp://up.vbiran.ir/uploads/31966143480345619112_6.png

http://up.vbiran.ir/uploads/18044145230117636067_5.pngاز همه راه ها امتحان کردم:http://up.vbiran.ir/uploads/18044145230117636067_5.png

http://up.vbiran.ir/uploads/38466142865610228921_43103141098170245152_48.pngصحبت منطقی و دوستانهhttp://up.vbiran.ir/uploads/38466142865610228921_43103141098170245152_48.png

http://up.vbiran.ir/uploads/31966143480345619112_6.pngگریهhttp://up.vbiran.ir/uploads/31966143480345619112_6.png

http://up.vbiran.ir/uploads/31966143480345619112_6.pngقهرhttp://up.vbiran.ir/uploads/31966143480345619112_6.png

http://up.vbiran.ir/uploads/31966143480345619112_6.pngخودزنیhttp://up.vbiran.ir/uploads/31966143480345619112_6.png

http://up.vbiran.ir/uploads/31966143480345619112_6.pngدعواhttp://up.vbiran.ir/uploads/31966143480345619112_6.png

http://up.vbiran.ir/uploads/31966143480345619112_6.pngپاچه خواریhttp://up.vbiran.ir/uploads/31966143480345619112_6.png

http://up.vbiran.ir/uploads/31966143480345619112_6.pngالتماس کردن و قسم خوردن به جون خودم و جد و آبادمhttp://up.vbiran.ir/uploads/31966143480345619112_6.png

http://up.vbiran.ir/uploads/31966143480345619112_6.pngمظلوم گری و ...http://up.vbiran.ir/uploads/31966143480345619112_6.png..

http://up.vbiran.ir/uploads/23799145230117619936_4.pngهیچکدوم جواب نمیدن لامصباhttp://up.vbiran.ir/uploads/23799145230117619936_4.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.pngقبلنا دل رحم تر نبودن؟فکر کنم باید رگمو بزنمhttp://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.png

همستر جونده ای دوست داشتنی

http://up.vbiran.ir/uploads/644114521118235319_1.pngمن اینو میخوام آخهههههههههههههههhttp://up.vbiran.ir/uploads/644114521118235319_1.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.pngفینگلی پشمالوی دوست داشتنی شیطونک ملووووووووووووسhttp://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.png

http://up.vbiran.ir/uploads/43103141098170245152_48.pngخوکچه هندیم خیلی دوست دارم http://up.vbiran.ir/uploads/43103141098170245152_48.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6060143480345411605_1.pngولی تا گفتم خوکچه مامانم گفت:وااااااااااااااایhttp://up.vbiran.ir/uploads/6060143480345411605_1.png

http://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.pngهمینم مونده پرورش خوک راه بندازم تو خونهhttp://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.png

http://up.vbiran.ir/uploads/17307141098170040470_33.pngکم حیوون داریم اینجاااااااااااااا؟؟؟http://up.vbiran.ir/uploads/17307141098170040470_33.png

خوکچه هندی

http://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.pngعکس اینارو تو گروه دوستامم فرستادم همشون عاشقشون شدنhttp://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.png

http://up.vbiran.ir/uploads/43103141098170245152_48.pngاسم گروهمونو گذاشتیم گوگولیا پروفایلشم یه همستر خیلیییییییی گوگولیهhttp://up.vbiran.ir/uploads/43103141098170245152_48.png

http://up.vbiran.ir/uploads/41904141098169839653_20.pngخلاصه آرزوی این جیگیلیا به دل منو دوستام خواهد ماندhttp://up.vbiran.ir/uploads/41904141098169839653_20.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngچند روز پیش به مامانم گفتم پاشیم بریم فروشگاه قول میدم جمعا ده هزار تومن هم نشهhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمامانم:اگه قول میدی باشهhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/39179145211153041840_2.pngآخه هر دفعه میرم مامانمو بابامو کلا همرو پشیمون میکنم ولی صاحب فروشگاه رو خوشحالhttp://up.vbiran.ir/uploads/39179145211153041840_2.png

http://up.vbiran.ir/uploads/34974141098170231724_43.pngجیرینگی آماده شدیم به مامانجونم زنگ زدیم باهم بریمhttp://up.vbiran.ir/uploads/34974141098170231724_43.png

http://up.vbiran.ir/uploads/16369141098170027361_34.pngهیچی رفتیم و خرید کردیمhttp://up.vbiran.ir/uploads/16369141098170027361_34.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pnghttp://up.vbiran.ir/uploads/34974141098170231724_43.pngای شانسم گرفت دقیقا شد نه هزار و هفتصد تومنhttp://up.vbiran.ir/uploads/34974141098170231724_43.pnghttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.pngمامانجونم هنوز درگیر مانتو خریدنهhttp://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.pngرفتیم کل مغازه های اون خیابونو زیر و ورو کردیمhttp://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.png

http://up.vbiran.ir/uploads/34416145230117615972_3.pngانقدر چیزای خوشگل دیدم چشمام زد بیرونhttp://up.vbiran.ir/uploads/34416145230117615972_3.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.pngمامانمم:چشماتو درویش کن:/http://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.png

http://up.vbiran.ir/uploads/19511141098169633756_17.pngیدفعه دیدیم یه جا نوشته بستنی زغالی برای اولین بار در قمhttp://up.vbiran.ir/uploads/19511141098169633756_17.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.pngعکساشو دیده بودم میگفتن محشره ولی این که مزه همون بستنی قیفی خودمونو میده:/http://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.png

y0ou_4bc3a98fed6b85b3745e84660305a744.jpg

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngحالا بماند مامانجونم میخواست ظرفشو یواشکی برداره واسه ژلهhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngیارو هم 4 چشمی داشت مارو میپاییدhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمنم وسایلی که خریده بودم تو کیفم خالی کردمhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png پلاستیکشو دادم به مامانجونمhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngیه لحظه یارو حواسش پرت شد سریع مامانجونم قاپیدشhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.pngیه مغازه کفش فروشی بود پشت ویترینش یه کیف و کفش دیدم خیلی خوشگل بودhttp://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.png

http://up.vbiran.ir/uploads/1746714109816951004_12.pngرفتم قیمت کردم یارو گفت:88 تومنhttp://up.vbiran.ir/uploads/1746714109816951004_12.png

http://up.vbiran.ir/uploads/42010141098169636290_14.pngمن:با کفشش دیگه؟http://up.vbiran.ir/uploads/42010141098169636290_14.png

http://up.vbiran.ir/uploads/31128141098169544369_11.pngیارو:با کفششم 89 تومنhttp://up.vbiran.ir/uploads/31128141098169544369_11.png

http://up.vbiran.ir/uploads/31128141098169544369_11.pngبعدشم نیشش تا کجا باز شدhttp://up.vbiran.ir/uploads/31128141098169544369_11.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.pngیه چش غره ای رفتم و آروم یه زهر مار بارش کردم و اومدم بیرونhttp://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.png

http://up.vbiran.ir/uploads/1009014109816984616_21.pngبعد رفتیم از جلو یه مغازه داشتیم رد میشدیم نوشته بود مانتو سایز بزرگ،شلوار لی50 تومنhttp://up.vbiran.ir/uploads/1009014109816984616_21.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمامانجونمم فکر کرده مانتو سایز بزرگ 50 تومنهhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/24663141098169825340_18.pngپرید تو مغازه و وقتی از مغازه دار پرسید مدلای 30 تومنیش کجان یارو گفت:کجا نوشتم همچین چیزی؟http://up.vbiran.ir/uploads/24663141098169825340_18.png

http://up.vbiran.ir/uploads/709814521115314752_4.pngمن داشتم میترکیدم از خنده خیلی جلو خودمو گرفتمhttp://up.vbiran.ir/uploads/709814521115314752_4.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngخانواده باهوش من،حالا اگه قیمتو درست میگفت انقدر نمیسوختمhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngهیچی ضایع شدیم برگشتیمhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngاومدیم بریم سوار ماشین بشیم(بماند دوباره 2 کیلومتر دور تر پارک کرده بودیم)http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.pngدیدیم یه ماشین وسط خیابونهhttp://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.png

http://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.pngمن:مامان پارک کردنتو قربون برم:/http://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.png

http://up.vbiran.ir/uploads/16642141098169819421_22.pngحالا دو تا ماشین از جلو و پشت چسبونده بودن به ماشین ماhttp://up.vbiran.ir/uploads/16642141098169819421_22.png

http://up.vbiran.ir/uploads/39179145211153041840_2.pngقیافه مامان من ته خنده بود ترسیده بود چجوووورhttp://up.vbiran.ir/uploads/39179145211153041840_2.png

http://up.vbiran.ir/uploads/43199141098169610749_16.pngمامانجونم میخواست فرمون بدهhttp://up.vbiran.ir/uploads/43199141098169610749_16.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngگفت بیا عقب بیا بیا یدفعه شروع کرد تق تق تق میزد رو صندوق عقب که یعنی وایساhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngبعد مامان تیزهوش من فکر کرده میگه بیا بیاhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngیعنی منو مامانجونم قرمززززززززز شده بودیم از خنده...وای خداhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6393141098169927263_27.pngشبشم پیتزا درست کردیم دایی اینام اومدن باهم خوردیم خیلی چسبیدhttp://up.vbiran.ir/uploads/6393141098169927263_27.png 

http://up.vbiran.ir/uploads/3426914523003169217_11.pngراستی حرفمو درباره مرور نکردن پس میگیرمhttp://up.vbiran.ir/uploads/3426914523003169217_11.png

http://up.vbiran.ir/uploads/33986141098169915244_31.pngیاسی گفت من علومو دوره کردم به جز زیست!!http://up.vbiran.ir/uploads/33986141098169915244_31.png

http://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.pngخیلی خرخون شده بیشعورhttp://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.png

http://up.vbiran.ir/uploads/23799145230117619936_4.pngمنم به کوری چشمش رفتم نمونه سوالای ریاضی پارسالمو حل کردمhttp://up.vbiran.ir/uploads/23799145230117619936_4.png

http://up.vbiran.ir/uploads/39814145230117636294_6.pngجدول تناوبیم کامل حفظ شدم آخیییییییییییشhttp://up.vbiran.ir/uploads/39814145230117636294_6.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.pngاز فردا میرم روزی 3 فصل علوم میخونم 5 روزه تموم میشه ایشالاhttp://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.png

http://up.vbiran.ir/uploads/38317141098170216210_39.pngشنبه باشگاه نرفتم:(یاسمنم نرفته....مادرشوهرم خفم میکنهhttp://up.vbiran.ir/uploads/38317141098170216210_39.png

http://up.vbiran.ir/uploads/42010141098169636290_14.pngآره این از سوژه های این چند روزhttp://up.vbiran.ir/uploads/42010141098169636290_14.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.pngجواب آزمایشمم گرفت فکر کنم دارم میمیرم:/http://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.png

http://up.vbiran.ir/uploads/19511141098169633756_17.pngنه بابا زر زدم دکتر تو همون آزمایشگاه گفته مثل خر سالمی:/http://up.vbiran.ir/uploads/19511141098169633756_17.png

http://up.vbiran.ir/uploads/38489143480345435484_3.pngسری بچه چلمن هم تموم شد:(عررررررررررhttp://up.vbiran.ir/uploads/38489143480345435484_3.png

http://up.vbiran.ir/uploads/1746714109816951004_12.pngراستی ادامه پست ثابتم هم پروفایل گذاشتم خواستید ببینیدhttp://up.vbiran.ir/uploads/1746714109816951004_12.png

http://up.vbiran.ir/uploads/43103141098170245152_48.pngپ.ن:آخ دلم نمیاد ننویسم خاطره امروزوhttp://up.vbiran.ir/uploads/43103141098170245152_48.png

http://up.vbiran.ir/uploads/43199141098169610749_16.pngبعد از ظهر میخواستیم بریم خونه مامان مامانجونمhttp://up.vbiran.ir/uploads/43199141098169610749_16.png

http://up.vbiran.ir/uploads/31966143480345619112_6.pngمنم هنوز مریضیم خوب نشده:(رفتیم دکتر اصلی خودمhttp://up.vbiran.ir/uploads/31966143480345619112_6.png

http://up.vbiran.ir/uploads/88051410981699610_24.pngدوباره دو تا آمپول زدم گریم داشت در میومدhttp://up.vbiran.ir/uploads/88051410981699610_24.png

http://up.vbiran.ir/uploads/28562141098169844803_23.pngاومدیم سوار بشیم یه یارو صاف پارک کرده بود جلو ماشین ما خودشم نشسته بودhttp://up.vbiran.ir/uploads/28562141098169844803_23.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngتا دید ما سوار ماشین شدیم خودش شعورش کشید و رفت http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/16642141098169819421_22.pngرفتیم خونشون منم بی حال شده بودمhttp://up.vbiran.ir/uploads/16642141098169819421_22.png

http://up.vbiran.ir/uploads/19011145211006414470_41904141098169839653_20.pngآقاجون از استخر اومد گفت وای مایومو جا گذاشتم:/http://up.vbiran.ir/uploads/19011145211006414470_41904141098169839653_20.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngزنگ زد به استخره و گفت آره جا گذاشتم من الان فلان جام(نزدیک ترین جا به استخره-الکی)http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.pngگفت الان به پسرم میگم بیادhttp://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.pngمامانم:حداقل بگو چه رنگیهhttp://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngبدبخت حامد الان بره اونجا 10 تا شرت میذارن جلوش اونم باید تشریح کنه!!!http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/1009014109816984616_21.pngدایی حامدم گفت من جلوی درم تا اونجا نمیرم:/http://up.vbiran.ir/uploads/1009014109816984616_21.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.pngبعد آقاجون گفت خب سنا دیگه چخبر؟درسا خوبن؟http://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.pngمن:آقاجونم 3 ماهه از تابستون گذشته درس کجا بود؟http://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.pngآقاجون:معدلت چند شد؟http://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.pngمن:برای بار سوم عوض مینمایم20http://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.pngآقاجون:رااااست میگی؟آفریییییین یه جایزه پیش من داری:/http://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.pngمامانجونم براش توضیح داد که واسه تولدم جایزه داد و ایناhttp://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.pngآقاجون:آها خب پس ولشششششششش کنhttp://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.png

http://up.vbiran.ir/uploads/28562141098169844803_23.pngمن:مامانجووووووووووون نمیشد چیزی نگی؟؟؟http://up.vbiran.ir/uploads/28562141098169844803_23.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.pngبعد آش آوردن http://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.png

g0ki_0682a18d64aad44ef9e48322d562921e.jpg

http://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.pngمال من تموم شد گفتم دستتون درد نکنهhttp://up.vbiran.ir/uploads/21166141098169626275_15.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.pngحالا جوابا:http://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.png

http://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.pngمامانجون:بخور برات خوبهhttp://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.png

http://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.pngآقاجون:مایعات بخورhttp://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.png

http://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.pngمامان جون خودم:ماهیچه بخورhttp://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.png

http://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.pngمامانجون:آدامس بخور...http://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngهمین طور یه ریییییییس برام نسخه ردیف کردن داشتم میمردم از خندهhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/38466142865610228921_43103141098170245152_48.png دایی حامد هم اومدhttp://up.vbiran.ir/uploads/38466142865610228921_43103141098170245152_48.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngما داشتیم میخوردیم اون بدبخت نگاه میکردhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngدایی:میگن اولاد زیاد بشه توجه کم میشه!!!http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمامانجونم ورداشت از ته کاسه یکم(از نصف ملاقه کمتر)ریخت تو بشقاب کثیفhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngدایی:بیا اینم وضع ماhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngآقاجون:تو قابلمه هست ته دیگ دوست داری برو بخورhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngیعنی منظورش این بود که آشه سوختهhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6393141098169927263_27.pngبعد هممون تعریف میکردیم خیلی خوشمزه شده و ایناhttp://up.vbiran.ir/uploads/6393141098169927263_27.png

http://up.vbiran.ir/uploads/23799145230117619936_4.pngآقاجونم یه داستان گفت به این صورت که یه روز یکی کاسه دستش بودhttp://up.vbiran.ir/uploads/23799145230117619936_4.png

http://up.vbiran.ir/uploads/23799145230117619936_4.pngیه نفر ازش میپرسه این چیه اون یارو میگه آش میدن(الکی)http://up.vbiran.ir/uploads/23799145230117619936_4.png

http://up.vbiran.ir/uploads/23799145230117619936_4.pngبعدم همه میرن صف میکشن یه جاhttp://up.vbiran.ir/uploads/23799145230117619936_4.png

http://up.vbiran.ir/uploads/23799145230117619936_4.pngحالا ما مونده بودیم این چه ربطی داره؟http://up.vbiran.ir/uploads/23799145230117619936_4.png

http://up.vbiran.ir/uploads/24663141098169825340_18.pngآقاجون:اونا باورشون شده اون یارو راست گفتهhttp://up.vbiran.ir/uploads/24663141098169825340_18.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.pngمامانتونم باورش شده آشش خوشمزه شدهhttp://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngینی دیگه خونه رفت رو هواhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngدایی:کلا تعریفای بابا دو بخش دارهhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngاول میبره میرسونتت به اووووووووجhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngیدفعه با مخ میکوبتت زمین:/http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمامان:آقاجون خیلی بامزسhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/24663141098169825340_18.pngیه چند دقیقه بعد آقاجون:نفیسه چقدر چاق شدی!!!http://up.vbiran.ir/uploads/24663141098169825340_18.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngدایی:بابا خیلی با مزس!!حالا نوبت توعهhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/1746714109816951004_12.pngحالا ماجرای آش تموم شدhttp://up.vbiran.ir/uploads/1746714109816951004_12.png

http://up.vbiran.ir/uploads/38489143480345435484_3.pngنشسته بودیم آقاجون گفت:حامد 4 تومن میدم برو مایوی30 تومنیمو بیارhttp://up.vbiran.ir/uploads/38489143480345435484_3.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngحامد:خدایی اگه بهت میگفتن پاشو برو یه شرت خیسو بیار در عوض 4 تومن میرفتی؟http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngآقاجون:نه خدا وکیلیhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.pngمامان:مامانجون چند وقت پیش خودش رفته بازار به من نگفته ببرمش گفته روم نمیشدhttp://up.vbiran.ir/uploads/6100141098170022923_32.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngآقاجون:خوب کاری کردیhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمامانجون:راستی حامد این چیزه که اینه از این برام دانلود کن!!http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.pngقیافه دایی:http://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png-میشه یکی برام ترجمه کنه؟http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

بعد فهمیدیم منظور مامانجون کبسیهhttp://up.vbiran.ir/uploads/1746714109816951004_12.png

http://up.vbiran.ir/uploads/1746714109816951004_12.pngخلاصه دایی داشت به مامانم کار با اپلیکیشن کبسی رو یاد میدادhttp://up.vbiran.ir/uploads/1746714109816951004_12.png

http://up.vbiran.ir/uploads/1746714109816951004_12.png(همون یه چیزی تو مایه های اسنپه)http://up.vbiran.ir/uploads/1746714109816951004_12.png

http://up.vbiran.ir/uploads/1746714109816951004_12.pngخودشم توش کار میکنه تازگیاhttp://up.vbiran.ir/uploads/1746714109816951004_12.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمامانجون:نفیسه خوب یاد بگیر بریم خونه سر تورو میخورماhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6060143480345411605_1.pngحالا سوالات مامانم اینا:http://up.vbiran.ir/uploads/6060143480345411605_1.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمامانم:خب حامد اگه این یارو بخواد منو بدزده سرمو ببره باید چیکار کنم!!!http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngحالا دایی کلی براشون توضیح داده که مشخصاتشون تو شرکت هست گاراژ که نیhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngانقدر حالا اینا درباره سر بریدن و اینا حرف زدن دایی گفت:http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngحس میکنم الان میخوام یکیو بکشم چرا اینطوری میکنید؟http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.pngمامانجون:نه حالا واقعا؟http://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngدایی:خب شما اگه کاری داشتی یا به من یا به مهدی زنگ بزنhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/33986141098169915244_31.pngمامانجون:چرا؟http://up.vbiran.ir/uploads/33986141098169915244_31.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngدایی:به منم اعتماد نداری؟http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/43199141098169610749_16.pngاین بحث ادامه پیدا کرد تا دایی گفت:http://up.vbiran.ir/uploads/43199141098169610749_16.png

http://up.vbiran.ir/uploads/43199141098169610749_16.pngمثلا یه خانوم خوشگل سانتی مانتال سوار بشه من باید سرشو ببرم؟http://up.vbiran.ir/uploads/43199141098169610749_16.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمامانم:خب آدم دلش نمیاد اونو بکشهhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngآقاجونم یه چش غره به دایی رفتhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngدایی:تو این خونه چه مسافر باشی چه راننده فرقی نمیکنه سرتو میبرن...http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngاحساس میکنم بابا میخواد منو بکشهhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/28511141098169624565_13.pngآقاجون خودم زنگ زد به مامانجونم http://up.vbiran.ir/uploads/28511141098169624565_13.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمکالمشون(در حالی که مامانجونم داااااد میزد):http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngالو؟هان؟چیییی؟اهم اهم(سرفه)http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngخب،باشه حالا میام(با صدایی شبیه خروس)http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمامان:یکم مهربونترhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngآقاجون:یکم لطیف تر،تازه وقتی میخواد سرفه کنه گوشیو قشنگ میگیره جلو دهنش تو اون سرفه میکنهhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.pngبعد از مکالمه-مامانجون:خب نفیسه اون تاکسیرو اولش باید چیکار میکردیمhttp://up.vbiran.ir/uploads/21732142084130020314_43199141098169610749_16.png

http://up.vbiran.ir/uploads/31966143480345619112_6.pngمنو مامانم کلمونو کوبیدیم تو دیوارhttp://up.vbiran.ir/uploads/31966143480345619112_6.png

http://up.vbiran.ir/uploads/31966143480345619112_6.pngاین مامانجون من گیر بده ول کن نیستhttp://up.vbiran.ir/uploads/31966143480345619112_6.png

http://up.vbiran.ir/uploads/709814521115314752_4.pngمن:فکر کنم از پروژه مانتو هم سخت تر باشهhttp://up.vbiran.ir/uploads/709814521115314752_4.png

http://up.vbiran.ir/uploads/709814521115314752_4.pngمامان:مامانجان شما با همون اتوبوس بروhttp://up.vbiran.ir/uploads/709814521115314752_4.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.pngبعد بحث کارت پول شدhttp://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمامانجونم:من که خوشم نمیاد از کارت،بخوای چونه بزنی نمیشهhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6060143480345411605_1.pngبعد کاشف از آب در اومد که مامانم مشخصات واقعی خودشو تو کبسی وارد کردهhttp://up.vbiran.ir/uploads/6060143480345411605_1.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمامانم:وااااااااااای نه من باید اسممو عوض کنم وگرنه اومدو یاروعه از من خوشش اومدhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngحامد بدو بدو بذارش کلثومhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngدایی:خب شما اسمت کلثوم باشه ولی قیافت آناهیتا باشه بازم یارو میاد در خونتونhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/6060143480345411605_1.pngمامانجونم:آآآآآآآآآآآخ نفیسه پاکش کن خاک به سرمhttp://up.vbiran.ir/uploads/6060143480345411605_1.png

http://up.vbiran.ir/uploads/24663141098169825340_18.pngدایی حامد:خب اسم واقعی نباشه باعث سو تفاهم میشه هاhttp://up.vbiran.ir/uploads/24663141098169825340_18.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمثلا وسط مهمونی شمسی خانوم یهو تاکسیه زنگ میزنه میگه ببخشید کلثوم خانوم؟http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngبعد شما میگین برو آقا مزاحم نشو،بعد میگین چرا تاکسی نمیادhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/24663141098169825340_18.pngمامانجونمم اسمشو گذاشته بود طاهره و فامیلی مامانمhttp://up.vbiran.ir/uploads/24663141098169825340_18.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمامانم:خب تاکسیه بخواد بیاد دنبالمون میگه اعه این با اون کلثوم خانوم نسبتی نداره؟؟http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمامانجونم:حامد اینو پاکش کن اسمم قشنگه میدزدنم،شماره شرکتشو بدهhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngدایی شماررو داد و گفت اسمشم ذخیره کن دزد...قاتلِ جونمhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمامانجون:نه خدا وکیلی اسمش چی بود؟http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمامانم:یهو وسط قتل و خونریزی مامان یادش میره اسم شرکته چیهhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png میگه آقا وایسا اسم شرکتتونو چی ذخیره کردم؟؟http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.pngمامانجونم:واااااااااایساااا ببینم یعنی الان همه شمارمو دارن؟http://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.png

http://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.pngمن:سکوت میکنم که این سکوت منطقی ترهhttp://up.vbiran.ir/uploads/13137145230117735778_7.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.pngمامانجون:حامد،طیبه اینو فهمیده؟http://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.pngدایی:آرهhttp://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمامانجون:خب پس منم میفهمم،ولی حسن آقا نهhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngدایی:بهش بگو من از ساعت 6 تا 8 وقتم آزاده اگه سوالی داشتن حداقل 2 ساعت میشه دیگه؟http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngآخه آقاجونم خیلی رو این چیزا حساسهhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.pngموقع رفتن هم دایی گفت:خب اسمش چی بود؟http://up.vbiran.ir/uploads/21764141098169737466_19.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمامانجونم:باکسیhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمامان:اون باکس تختته که یه عمر درگیرشی،یاد کپسول بیوفت که با تاکسی ازدواج کردهhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمامانجونم:کپسولو یادم میرهhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngاین مامانجون من همه چیو اشتباه میگهhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngزامپیا:زاپیاhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngتل گرام:تلگرامhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngباکسی:کبسی:/http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngوکلی ماجرای دیگهhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngخدایا این خوشیارو از ما نگیرhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngراستی امروز باشگاه رفتم انقدر مادر شوهرم خوش اخلاق بودhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngاز دور هی داشت صدام میکرد فکر کردم میگه ساینا سایناhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمن:ساینا کیه دیگه http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمربی:مگه سنا نیستی؟http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمن:آرهhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمربی:خب منم گفتم سنا دیگه تیزهوش:/http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمن:خب اشتباه شنیدمhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمربی:ای یعنی با اون اسماتون...http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngبعد داشت میگفت هی نذارید تابستونا بیایید تو مدرسه ها هم بیاییدhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمنم از دور هر هر داشتم بهش میخندیدمhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمربی:سنا چرا میخندی؟http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمن:چقدر عاصیی.دلم سوختhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngبا اینکه یاسی نبود خیلی خوش گذشتhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngالبته وقتی زنگ زد سرشو خوردم،حرفامونو نمیگم حالاhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngمامانمم موقع خواب سوتی داد ناجووورhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngاحسان هی اذیت میکردhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngگفت احساااااااااااان یعنی مغز خر خوری....http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.pngبعدشم دوزاریش افتاد چه توهینی به خودش کرده کلی خندیدhttp://up.vbiran.ir/uploads/8351141098169937297_25.png

http://up.vbiran.ir/uploads/38466142865610228921_43103141098170245152_48.pngبای تا بعدhttp://up.vbiran.ir/uploads/38466142865610228921_43103141098170245152_48.png


Tag's: همستر ، خوکچه هندی ، گوگولیا ، خانواده تیزهوش ، جواب آزمایش ، خانواده باحال ، کبسی
نظرات (54) . |by-> ♫♥♪Şคຖค ๓iŞŞ♪♥♫ |Data-> یکشنبه 29 مرداد 1396 . 22:57
♥بّیـــحالّینــوُ♥

ZIBASAZ

سلاااااااام به همه دخیا

الکی مثلا من خیلییییییییی پر انرژیم:/

چطورید؟چخبر؟خوش میگذره تابستون؟

هی زر زر کردیم تابستونو میترکونیم...پس کو؟؟همش خواب....اه

چند روز پیش دوست مامانم با دخترش اومدن خونمون

البته قرار بود من برم خونه مامانجونم و فقط دوست مامانم بیاد

اما قرار شد سارا رو هم بیاره منم برم باهاش حرف بزنم

با سارا چند سال پیش تو باشگاه بدمینتون دوست بودم...خیلی وقت بود ندیده بودمش

خلاصه من نمیدونستم سارا قراره بیاد پاشدم رفتم با احسان خونه مامانجون

نشستم جودی خوندم یهو زنگ زدن جواب دادم مامان بود گفت سارا هم قراره بیاد

گفتم باشه وسایلمو بذار تو آسانسور

یهو زنگ در خونه رو زدن مامان بابای مامانجونمم اومدن با دایی حامد جونم

همون موقع دوست مامانمم اومد

یک اوضاعی بود یعنی

تا من لباسامو پوشیدم و موهامو درست کردم فقط تونستم بگم اهالی بااااااااااای

پریدم تو آسانسور و اومدم خونمون و سلام و احوال پرسی و اینا

من:با اجازه من برم ببینم اتاقم چه شکلیه!!!

ینی ترکیدن از خنده

منم دویدم رفتم تو اتاق بعد چند دقیقه اومدم

ملیحه خانم گفت:سنا راستشو بگو کجااااا چاپوندی؟؟زیر تخت؟؟توی کمد؟؟؟تو تراس؟؟

من:اعهههه بگم که مامانم مخفیگاهمو پیدا کنه؟؟؟

بعد با سارا رفتیم تو اتاق حرف زدیم از همه چییییییییی

Heart Smileخیلی وجه مشترک داشتیم،سارا خیلی دختر گُلیهHeart Smile

آره اون شب من نزدیک 10 تا شیرینی خوردم:/خودتون کوفتتون شه.چاقم نمیشم...

Yattaفرداشم رفتیم فروشگاه با مامان و مامانجون...خیلی خوش گذشتYatta

رفتیم لوازم التحریر هم خریدم...اول مهر از رگ گردن به ما نزدیک تر است عررررر

smile emoticon kolobokفقط نمیدونم کتابامو کی باید بگیرمsmile emoticon kolobok

یارو فروشندهه خل شده بود هر چی میاورد من میگفتم صوووووووووورتی میخوام

دیشب مامانم گفت سنا یه خبر خوش برات دارم

من با ذوق:چییییییییییی؟؟؟شمااااااااااال؟؟؟کییییییییییش؟؟؟؟؟کجاااااا بگو مُردم

مامان:خونه خالی کبری.....

یعنی قیافه من ته خنده بود

ایشون فکر کنم خاله ی مامانجون مامانجونم هستن:/

من:مارو باش..ملت به بچه هاشون خبر میدن میخوایم بریم جزایر هاوایی..

اونوقت ما میریم خونه خاله کبری...اصن من نمیخوام

مامان:ریحانه هم میاد هاااا

من:ترجیح میدم بشینم تکرار خندوانه رو برای بار سوم ببینم ولی اونجا نرم..والاااااااااا

یه بار دیگم مامانم یه پیام تو تلگرام خودش فرستاده بود گفت سنا اینو بخون

نامه یه مادره که به بچه 13 سالش یه گوشی آیفون هدیه میده واسه تولدش

وقتی خوندم زیرش اینطوری نوشتم:

اولا:کو تولد؟

دوما:کو گوشی؟

سوما:کو آیفووووووووووووون؟؟؟؟؟؟؟

مامانم غش کرده بود از خنده...والااااااااا چه توقعای دارنااااا

امروزم احسانو واسه اینکه پیفشو میگه بردیم خانه بازی

اولش اصلا حوصله نداشتم رفتم یکم نقاشی کشیدم با احسان

بعدم تلپی نشستم رو صندلی آخرین کتاب جودی رو خوندم و آبمیوه خوردم

ولی من بیشتر از احسان ذوق کردم وقتی شن بازی دیدم:)

انقدر شن ریختم رو احسان بدبخت داشت جییییییغ میکشید خخخخ

تازگیا خیلی بهش کرم میریزم الکی نیشگونش میگیرم بعد دعوامون میشه

اونم البته خیلی میریزه ها

کلی فرمول شیمیایی نوشته بودم زده بودم به دیوار رفته رو میز کندتشون:/بز

آره دیگه

Reading a Bookاین روزا میخوام خبرم یکم درسامو پیش مطالعه کنم...مرور بخوره تو سرمReading a Book

فصل اول علوم هشتم رو یاد گرفتم و جدول مندلیف رو هم دارم حفظ میکنم

سری جودی رو هم خوندم تموم شد میخوام برم سراغ چلمن جان:)

اینم حال و روز ما

فردا میخوام برم آزمایش خون بدم

Beggingیه بار 10 سالم بود آزمایش دادم اصلا درد نداشت فقط بدش از ضعف اوق زدمBegging

میترسم اندفعه درد داشته باشه چون خب اون موقع بچه بودم بی حسی زده بودن حتما

چمیدونم والا خلم دیگه

برام دعا کنید هم سرماخوردگیم خوب بشه هم بیماری روانیم:/

پ.ن:الان از آزمایش اومدم

وای خدا یعنی هم دارم میمیرم از خنده هم درد

رفتم آزمایش بدم حالا بماند مامان 2 کیلومتر دور تر از آزمایشگاه

 پارک کرد گفت میترسم اونجا جای پارک نباشه:/

رفتیم نشستیم تو نوبت یه لوله بود هی ازش یه چیز رد میشد خیلی باحال بود

کلی وقت تو صف بودیم بالاخره رفتیم تو اتاق

کلی آدم جلومون بودن

smile emoticon kolobok هی من میدیدم دارن خون میگیرن حالم یه جوری میشدsmile emoticon kolobok

یه دختره کوچیک بود مامانش داشت خون میداد منو مامانم سرگرمش کردیم نگاه نکنه...

قیافه مامانم وقتی بهش گفتم:مامان واسه من شکلک درار حواسم پرت شه◄

خلاصه نوبت من شد و رفتم نشستم

مامانم هی شکلک درآورد و بحثو عوض کرد ولی من حالم یه جوری شده بود

وقتی تموم شد پاشدم یهو سرم گیج رفت نشستم رو صندلی

حالت تهوع شدیییییییییییید داشتم میخواستم اوق بزنم

دمشون گرم زنایی که اونجا بودن خیلی ماهر بودن

سریع یه قند انداختن تو حلقم

بعدم بلندم کردن بردنم اون طرف تر یه صندلی بود

نشستم بعد اومدن برام تختش کردن

یعنی هیچی نمیدیدم قشنگ چشمام سیاهی میرفت فقط یه نورایی میدیدم

عرق سرد کرده بودم خیلی افتضاح بود حالم

خلاصه یکم خوابیدم و اونا گفتن چیکار کنم و اینا

مامانم آب آورد یکم خوردم قندم انداختم توش

یهو مامانم نشست کف زمین گوشی و لیوان آب و هر چی بود از دستش افتاد

سریع یه قندم به اون دادن

یعنی مرده بودم از خنده

مثلا اومده بود مواظب من باشه حالا خودش غش کرد...

من در حالی که داشتم از خنده میمردم:مامان من خوبماااااااااا

خلاصه من یکم خوابیدم و حالم بهتر شد مامانم هنوز حالش بد بود

ای خداااااااااااااااا چرا ما انقدر جوکیم؟

هیچی وقتی پاشدم گفتم مامان میخوای تو بخوابی انگار حالت از من بدتره؟

یهو مامانم یه لیوان داد دستم گفت برو دستشویی!!!!!!

من:مامان مگه فقط خووووووووون نبود؟ندااااارم صبح رفتم دستشویی

مامان:گفتم نرو

یکم وایسادم بلکه تشکیل بشه:))))

هیچی رفتم دستشویی و خدا کمک کرد:)

مامانم اومد تو دستشویی منم رفتم لیوانو بزارم تو جاش

دیدم همه لیوانا تا لب پررررررررر

مامان:خسیس..یکم بیشتر میریختی...

من:خب ندارم..!!!

مامان:حالا قبلش که ایشالا خودتو آب کشیدی و خشک کنی بعدم یکم ادرار کنی و بعد تو لیوان...

من:انگار یه لیتر جمع کرده بودم!!

مامان:تشخیص آزمایش ادرار:انگل ادرار:/

خلاصه رفتیم تشکر کردیم و رفتیم بیرون

آب هویجم خوردیم با کیک

با این حال هنوز فشارم پایین بود!!مامانم از من بدتر

مغازه بغلیشم مغازه ای بود که من عاشقش بودم

برا احسانم 2 تا کتاب خریدیم

تا خونه هم خدا رحم کرد سالم رسیدیم:)))

5z2t_21b0abaead9e91141b52458efb44299a.jpg

من که دیگه آزمایش نمیدم

دفعه قبلیم همینطوری شدم فقط توی ماشین...و نه به این شدت...:(

♥راستی دیشب یهو تصمیم گرفتیم بریم خونه مامان مامانجونم♥

خاله اینام بودن

من که مردم از دست این ریحانه خیلی باحاله این دختر

حالا بماند تو ماشین انقدر از دست دایی مهدی خندیدیم

بحث یه آقایی بود دایی گفت:زندست هنوز؟

 مامانم گفت:آره،بابا میگفت این آقا رفتنیه

دایی مهدی:20 سال پیش بود دیگه؟

و چند تا خاطره گفت یعنی غش کرده بودیم از خنده

عاشقتووووووووووونم داییام

خب دیگه اینم از این خاطره ها

Helloبایـــ♥ــــ تا هایـــ♥ـــHello


Tag's: مهمونی ، آزمایش ، آزمایشگاه ، خاله کبری ، جودی دمدمی ، خانه بازی ، شن بازی
نظرات (34) . |by-> ♫♥♪Şคຖค ๓iŞŞ♪♥♫ |Data-> سه‌شنبه 24 مرداد 1396 . 02:23
♥مَریضّیــ خَّــر اَسّتّــــ♥

مریض شدم:(

برام دعا کنید زودتر خوب شم

واقعا آدم میسوزه تو تابستون مریض بشه

آخه کدوم خانوم گلی تو تابستون مریض میشه؟

دو تا آمپول زدم فردا هم باید بزنم آزمایش هم باید بدم

دکتره گفته تیروئیدت باید بررسی بشه

اه

دکتر گفته:چیپس و پفک و کاکائو و آب یخ و هندونه و طالبی و خربزه و انگور و ...نخورم

پس چی کوفت کنم آخه؟

بنا بر گفتشون فقط آب جوش...

پ.ن:

امروز دوباره رفتم دو تا امپول زدم مردممم یعنی خیلی درد داشت

الانم خونه مامانجونم همه دارن چیپس و پفک آتشی و لواشک

و کاکائو و کوفت و زهر مار میخورن من دارم چایی کمرنگ،رنگ .....میخورم


Tag's: مریضی ، خر ، است
|by-> ♫♥♪Şคຖค ๓iŞŞ♪♥♫ |Data-> پنج‌شنبه 19 مرداد 1396 . 21:23
♥رُفَقّــایِّــــ خُلـ وُ چِّلَمـــ♥

cafe-webniaz.irسلاااام بچه ها چطوووووووووووووووووورید؟cafe-webniaz.ir

キラキラ のデコメ絵文字キラキラ のデコメ絵文字خب این روزا خداروشکر ماجرا داریمキラキラ のデコメ絵文字キラキラ のデコメ絵文字

久しぶりのあにまるず のデコメ絵文字جمعه ای که گذشت شبش قرار شد من ماکارانی درست کنم久しぶりのあにまるず のデコメ絵文字

動物 のデコメ絵文字دایی مهدی هی میومد نون از فریزر در میاورد و میذاشت رو میز یخش باز بشه動物 のデコメ絵文字

シンプル のデコメ絵文字بعد هی ماها میرفتیم برمیداشتیم با اون مایع ماکارانیه میخوردیمシンプル のデコメ絵文字

シンプル のデコメ絵文字هی دایی میومد میگفت ای بابااااااااااا و غررر میزدシンプル のデコメ絵文字

シンプル のデコメ絵文字آخرش کفرش در اومد گفت اینو من میذارم اینجا بیام ببینم نیست .....!!!!シンプル のデコメ絵文字

久しぶりのあにまるず のデコメ絵文字منو مامانمم مرض گرفتمون و نونرو ورداشتیم قایم کردیم久しぶりのあにまるず のデコメ絵文字

久しぶりのあにまるず のデコメ絵文字دایی اومد داشت میمرد از حرص قشنگ قرمز شده بود خخخخخخخخخخخ久しぶりのあにまるず のデコメ絵文字

乙女 のデコメ絵文字بعد اینکه کلی با مامان خندیدیم نونرو بهش دادیم乙女 のデコメ絵文字

cafe-webniaz.irدایی اومد در گوشم گفت سنا حق السکوت میگیرم چیزی نگم و تعریف کنمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمن:زحمت نکش به قدر کافی خوشمزه شده...تا چشت درآد:)cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irگفت خیلی خب باااااشهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irولی خب متاسفانه داشت یادم میرفت نزدیک بود بسوزه خخخخcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبماند چقدر سر ته دیگ سیب زمینی دعوا داشتیمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمنو زنداییم مثل مامور بغلش وایساده بودیم هیشکی حق نداشت دست بزنه بهشcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irموقع تقسیمشم خیلیا از حقشون گذشتن ولی دعوا بین منو زندایی و مامانم و دایی مهدی بودcafe-webniaz.ir

゜*記号*゜ のデコメ絵文字دایی:سنا چند تا خوردی؟゜*記号*゜ のデコメ絵文字

可愛い のデコメ絵文字من:یکی可愛い のデコメ絵文字

゜*記号*゜ のデコメ絵文字دایی:نفیسه تو چند تا؟゜*記号*゜ のデコメ絵文字

可愛い のデコメ絵文字مامانم:یکی可愛い のデコメ絵文字

シンプル のデコメ絵文字دایی:الکی نگو من دیدم تو آشپزخونه یکی خوردی الانم یکی...シンプル のデコメ絵文字

خلاصه این بود وضعمون

シンプル のデコメ絵文字باشگاهم خیلی خوبه تازگیا پشت تور بازی میکنیم シンプル のデコメ絵文字

cafe-webniaz.irهر خانومی هم که منو به اسم صدا میکنه یاسی میگه مادر شوهر نو مبارک....زهر مارcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irکتابایی که از یاسی گرفتم(جدید:)cafe-webniaz.ir

bh9e_a481418b57290b5c4b0372dcaa1e5ad8.jpg

cafe-webniaz.irو فیلم فروشنده هم برام آورد:cafe-webniaz.ir

fodf_f32da57029bf8154b9b21668bd9fe04f.jpg

♥ممنون عشقم♥

cafe-webniaz.irدوشنبه هم بعد از ظهر رفتیم رنگین کمان(شهر بازی قم)cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irکلی با احسان بازی کردیم حالا بماند خیلی ماجرا بودcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irکه ورودیشو رد کردیم و مامانم میترسید دنده عقب بیاد وcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irاومدیم وسط خیابون پشت یه ماشینه پارک کنیم ماشینه حرکت کرد و....cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irتو عکس پایین اون ماشین برقی زرده که اون شکلکه داره مسخرش میکنه منمcafe-webniaz.ir

77g2_8b24bc3646d2934044e08c107a79f5d2.jpg

cafe-webniaz.irبعدم رفتیم چند تا مانتو فروشی و منم یکی پوشیدم و عکس انداختمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irخیلی بهم خوب بود ولی مامانم گفت بترک انقدر مانتو داری:/cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irیاسمنم دعوت کرد که دیروز بریم خونشونcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irخلاصه بعداز ظهر دیروز رفتیم خونه یاسی ایناcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمن تا هنی رو دیدم پریدم بغلش و اینا دیگههههههcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irیکم نشستیم حرف زدیم و فوضولی کردیم:)cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irهنی گفت:ما تو باشگاه باید 800 تا طناب بزنیم!!!cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمن:بابا ما باید کلا 5 تا دراز نشست بریم منو یاسی 2 تا میریم:)cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irهنی:میخواییم بریم اصفهان مسابقه...اول میشیم از آخر...مربیمون شرط بستهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمن:ایشالا تو راه تصادف کنی بمیری...خوابگاه میرن عوضیا....cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبعدشم هنی فیلم گذاشت با آهنگ مردم شهر..خیلی خنده دار بود اون رقصشون مُردیمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبعد کلی وقت فاطی اومدcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمنو هنی رفتیم پشت در قایم شدیم یاسیم کفشامونو قایم کردcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irیاسی به فاطی گفت هنوز نیومدنcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irیعنی قیافه فاطی ته خنده بوده و ما ندیدیم،ما پشت در داشتیم میترکیدیم از خندهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irیاسمن اومد تو اتاق یهو زد زیر خندهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irیهو منو هنی پخش زمین شدیم فاطی قرمزززز شده بود از حرصcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irخلاصه.....cafe-webniaz.ir

シンプルデコメ のデコメ絵文字اولش نسکافه آوردن با شکلات خوردیمシンプルデコメ のデコメ絵文字

シンプル のデコメ絵文字بعدم نشستیم سنتور زدیم و آهنگ خوندیم منم میخواستم ضبط کنم هی گند میزدیمシンプル のデコメ絵文字

cafe-webniaz.irیعنی سنتور زدنمون ته خنده بودcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irهمینطور فقط دنگ دنگ میزدیم شعرایی که قبلا میگفتیم رو میخوندیمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمن:یاسمن تا خرابش نکنیم ول کن نیستیمااااااااcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبعد یاسی فلششو زد به تبلتش و کلی فیلم و عکس دیدیمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irتازه پی دی اف علوم هشتم رو دانلود کرده بود تو فلشش بودcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irیه لحظه رفت بیرون هنی گفت اه فلششو قایم کرده تبلتش هست ولیcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irوقتی یاسی اومد تبلتشو برداره فاطی گفت:هنی خااااااااااااک تو سرت فلش رو تبلتش بودcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمن:کور به تمام معناcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irو وقتی نگاهمون افتاد به کتابی که رو میز یاسمن بود به عنوان(کوری)ترکیدیم از خندهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irتازه عوضی خرخون جدول تناوبی زده به کمدش حفظ کنه...cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irانقدر بخون ببینم به کجا میرسی؟؟؟بزخونcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irهنیم آهنگ گذاشتو بستنی خوردیم،حال و هوای کافی شاپ داشتcafe-webniaz.ir

♫کلا از اول تا آخرش زارت و زورت آهنگ میذاشت♫

cafe-webniaz.irبعدش یاسمن گفت:الهی بمیرید همتون گوشاتون سوراخهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irآخه سوراخ گوشش بسته شدهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irحالا ما 3 تا:یک..دو...سه...بسسسسسسسسسسسسسسسسوووووووووووووزی:)cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irخلاصه بعد اینکه ور ورامون تموم شد نشستیم اسم فامیل بازی کنیم مثل بچه آدمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irولی مگه میشد؟cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irهی میگفتیم فلان چیزو داریم؟cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبعد جالب این بود که اشیا هممون میوه+پلاستیکی بودنcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irحیوان با ه شده بود من گفتم:هنگامه:)،بماند چقدر فحش خوردمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irواسه اعضای بدنم که بمااااااااااااااااااااااااااااااااندcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irیهو یاسی گفت پاشید عکس بندازیمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irما گفتیم نه،حال نداریم لباس بپوشیمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irگفت:جون عشقاتون....cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irفاطی بلند داشت میگفت:من عاشق هیشکی نیستمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمن:جون خودت با اون سلیقت....cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irیهو مامان یاسی اومد تو خخخخخ پیتزا آورده بودcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irیاسی:بخورید آخرش یه چیز میخوام بهتون بگمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irهممون موندیم یه لحظه...cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمن:یاسمن...سم ریختی توش؟cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irیاسی:زرررررررررررر نزن باباcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irخلاصه انقدر فکرای ناجور کردیم cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irگفت خفه شید کالباسش خونگیه میخواستم ببینم خوبه یا نهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irخیلی چسبید.با اون طرز خوردنمون و چرت و پرتایی که روش با سس نوشتیم:)cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irیاسی گفت:مامااااااااااااااااااااااان هنگامه گفت اگه رب نداشت بهتر بود:/cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irهنی انقدر یاسیو زد کبود شد خخخخخخخخخ آخرش گفت غلط کردمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمن:واااای خیلی چاق شدم این چند وقتهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.ir3 تاشون با هم:خفه شووووووووووووووووووووووcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمن:بابا بخدا 60 کیلو شدمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irحالا وزن بقیرو نمیگم ولی به خودم امیدوار شدم:)cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irوااای فاطی گفته اگه من به داودی پیام ندادم میتونید بگید بدری شوهرمه،ایولللcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irآقا بدری سرایدار مدرسمونه:)cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irخلاصه یاسی راضیمون کرد و بلند شدیم عکس بگیریمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irیهو4 تایی داد زدیم:حجااااااااااااب فراموش نشوددددددددددددددcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irخیلی باحال بود یعنیcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irرفتیم کلی عکس انداختیم و مامان یاسیو پیر کردیم:)cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irهی میگفتیم این باید قرینه باشه،لاو باید اینوری باشه،شالم کجه و....cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irاومدیم لاو درست کنیم فاطی ال درست کرده بودcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمامان یاسی گفت:یاسمن پاشو برا فاطمه یه گونیا بیارcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irواااااااااااااااااالااااااااااااااااا راست میگفت خووووووووووووووووووcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irگفتیم خب این عکسا خیلی رسمین یکم خل و چلی بگیریمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمامان یاسی:شماها که دائم کارتونه:)cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبعدم رفتیم تو اتاق عارفه و یکتا میومدن قایم موشک بازی میکردن ما هم میخندیدیم بهشونcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irفاطی گفت:بچه ها قراره امسال هممون قهوه ای بشیم...cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irما:چیییییییییییییییی؟cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irفاطی:مدرسمون گفته مانتو هامون کرم قهوه ایه:/cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمامان یاسمن:قهوه ایا:)cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irای وای بر ما بیچاره شدیم...2 سال قهوه ای باشیم....cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمن:به جا 4 منگولا باید اسم گروهمونو بذاریم قهوه ایاcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irتازه مامانم زنگ زد ما داشتیم عکسارو میدیدیم یهو دیدم نوشته سنامنگولاcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irداد زدم:سنامنگولا و کوفتcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irهنی میخواس بره هممون غش کرده بودیم مامان یاسمن گفت مثلا دوستاشین پاشین ببینمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irخلاصه تا دم در رفتیم استقبالشوووووووووووووووووووووووووونcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irکتاب سرود کریسمس هم به پیشنهاد هنی و یاسی از یاسی گرفتم:)cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبا اینکه از ساعت پنج و نیم تا نه اونجا بودیم ولی خیلی زود گذشتcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irو خیلیم خوش گذشت و خندیدیم،واقعا روحیم عوض شدcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irو تنها چیزی که خیلی سوختم یاد آوری جعبه ای بودcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irکه یاسمن چند سال پیش با تقلب از من جایزه گرفته بودcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irخیر نبینی الهیcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irو اما عکس ها:cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irپیتزا:cafe-webniaz.ir

t1ah_017f0282d29bcf8eeb58685debfaf882.jpg

ia36_4edd040de6c61e709a259c6548c5fb50.jpg

キラキラ のデコメ絵文字راهنمای عکس ها(برگرفته از راهنمای نقشه:)キラキラ のデコメ絵文字

S:سنا(من)キラキラ のデコメ絵文字

Y:یاسمنキラキラ のデコメ絵文字

F:فاطمهキラキラ のデコメ絵文字

H:هنگامهキラキラ のデコメ絵文字

A:عارفه(آبجی فاطی)キラキラ のデコメ絵文字

Yکوچک:یکتا(آبجی یاسی)キラキラ のデコメ絵文字

p32q_a0299c4a1b0de674fb58ff5f4cd1c1b2.jpg

wg3f_ab1660fc9790b0199cc8791b54b0f844.jpg

ukzw_b86010e900e3ff24596e7a6da22f138f.jpg

キラキラ のデコメ絵文字ببخشید اینو دستم لرزید تار شد:(キラキラ のデコメ絵文字

utxq_d678ab59908ddceab964857f21cea6db.jpg

乙女 のデコメ絵文字عاشقتووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووونم خل و چلای من乙女 のデコメ絵文字

♥دیشبم برای اولین بار رفتیم میدون میوه بخریم♥

♥من که باردومم بود میرفتم اونجا بار اولم پیاده نشدم♥

♥امان از این مامانجون و آقاجون من:/♥

cafe-webniaz.irتا بعد دخیا:)cafe-webniaz.ir

886g_img_20170808_231831.jpg

https://www.uplooder.net/img/image/55/5eeefa63c4c344c1b5dea75bf08eca12/Picture1.png


Tag's: ماکارانی ، دوستانه ، 4 منگولا ، سنا ، یاسمن ، هنگامه ، فاطمه
نظرات (36) . |by-> ♫♥♪Şคຖค ๓iŞŞ♪♥♫ |Data-> سه‌شنبه 17 مرداد 1396 . 18:19
♫♥خّوانَنّــدِگّیـــ مّــا♥♫

30lt_265fd3b75716d3c0bc01e11209c7d17b.png

↑تصویری از خلاصه تابستون من↑

cafe-webniaz.irآی ام عاشق موزیک به چشمات قسم:)cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irسلام سلام سلام سلام صد تا سلام هزار و سیصد تا سلامcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمیدونم الان گفتید:کوفت و سلام مرگ و سلام مرض و سلام درد بیدرمون و سلامcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبی تربیتاااااااااااااااااا،مامان باباهاتون میدونن انقدر بی ادبید؟cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irچطورین؟خوش میگذره تابستون؟cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irامروز تا ساعت 1 خواب بودم که شیرین ترین قسمت تابستونم همینهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبی دغدغه بگیری تا خود ظهر بخوابی:)cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irاین چند روزه مامان خانوم دیگه افتخار نمیدن خیلی مارو ببرن دور دورcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irدو روز رفتیم کلاcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irیه روزش که رفتیم میخواست تو خیابون دور بزنهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irدو نفر سوار موتور بودن یکیشون گفت:یا حضرت عبااااااااااااااااسcafe-webniaz.ir

انقدر خندیدیم یهو ماشین خاموش شد

cafe-webniaz.irدیگه من به 14 معصوم متوسل شده بودمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irرفتیم کل مغازه های اون خیابونو زیر و رو کردیم و پاساژ رفتیمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irفرداشم همین برنامه بودcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irالبته مامانجونم میخواد مانتو بخره یه بار کلی الاف شدیم cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irآخرش منو مامان رفتیم تو ماشین نشستیمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.ir بعد 1 ساعت مامانجون اومد گفت استخاره کردم میونه اومد نخریدم:/cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irپریشبم موقع خواب خیلی خندیدیمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irیه برنامه هست اسمش هست تو به جاش بخونcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irورمیداره آهنگارو بی کلام میکنهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irپیشنهاد میکنم دانلودش کنید کلی میخندیدcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمخصوصا برا اونایی که خیلی ادعا دارن صداشون خوبه برنامه عالییه:)cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irاول مامانم قسمتو گذاشت همرو چرت و پرت و اشتباه خوندcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمیگفت جان من یک دم بیا تا چشم من لالت کندcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمن تو را اینجا تو را هر جا توراcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irلالای لالای لالای لالای لای:/cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبیچاره جامعه خوانندگانcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبعد آهنگ نرو رو خوندcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irگفت نروcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irاگه خواستیم بری بروcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبه جهنمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irتکلیفتو روشن کنcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irاصلا به من چهههههcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irالااااااااااااغcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبرو بچسب به ننتcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبالاخره میری یا نمیری یا بمیری راحت شم از دستتcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبعد آهنگ لالایی گذاشت که بخوابیمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irیهو احسان زد روضه زینب زینب پلی شدcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irقیافه هامون ته خنده بودcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمامانم از روی پلی لیست خوند:cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irخب.صبح بخیر کوچولوcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irعشقم این روزاcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irروضه حضرت عباسcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irرفتار با کودک خجالتی 1 cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irدوباره عشقcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irرفتار با کودک خجالتی 2....cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irیعنی یکی اگه موبایل مارو بدزده دچار دوگانگی شخصیتی میشه بدبخت cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irالانم احسان داره میگه میری یا نمیری یا بمیری:)خیلی بی ادب شدهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irاون مجید افشاریم گفت خاک بر سرت این یاد گرفته هی میگهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irآبرومونو بردهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irراستی چند تا کتاب معرفی کنیدcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irکور شدم بس که پای گوشی و لپ تاپ و تلوزیون بودمcafe-webniaz.ir

ytpt_capture.png

cafe-webniaz.irاینارو نصفشونو قرض گرفتم از یاسمنگولاcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irتازه گفتم بازم برام بیاره خخخخخcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irشماها چیکار میکنید؟تابستونو چجوری میگذرونید؟cafe-webniaz.ir

♥چند تا پیشنهاد تابستونی دارم خواستین انجام بدین:♥

♥تاپ شلوارک بپوشید♥

♥ زیر کولر بخوابید،خواستید تا کله برید زیر پتو،وگرنه مث من مریض میشید:)♥

♥آهنگ شاد بذارید و برقصید و دیوونه بازی کنید♥

♥حتما با دوستاتون باشگاه یا کلاس برید♥

♥سعی کنید روی دوستتونو کم کنید،اینطوری پیشرفت میکنید:)♥

♥هندونه بخورید آبش بریزه رو لباستون خجالتم نکشید♥

♥برنامه تو به جاش بخون رو دانلود کنید♥

♥کتابای هری پاترو حتما بخونید فیلماشم حتما ببینید♥

♥کتاب های پیشنهادی من:♥

♥سری جودی دمدمی♥

♥سری اتفاق های ناگوار♥

♥سری خاطرات یک بچه چلمن که شامل بچه لاغرمردنی و بی عرضه هم هست:)♥

♥خاطرات دیوونه بازی های من♥

♥و شازده کوچولو♥

cafe-webniaz.irشماها هم پیشنهاداتونو تو کامنتا برام بنویسیدcafe-webniaz.ir


Tag's: خوانندگی ، مامانم ، تو به جاش بخون ، کتاب ، تابستون ، موزیک
نظرات (52) . |by-> ♫♥♪Şคຖค ๓iŞŞ♪♥♫ |Data-> چهارشنبه 11 مرداد 1396 . 20:12
♥بُرّجـّ هَیَّجّانــّ♥

キラキラ のデコメ絵文字هااااااااااااااااای ی من.چطور مطورین؟キラキラ のデコメ絵文字

キラキラ のデコメ絵文字وای این روزا خیلی خوش میگذرهキラキラ のデコメ絵文字

シンプル のデコメ絵文字سر درست کردن کیک تولد احسان مردیم از خندهシンプル のデコメ絵文字

ハート のデコメ絵文字انقدر خراب کاری کردیم که حد نداره،تازه کله ظهر رفتیم خرید کارت مامان خالی شدハート のデコメ絵文字

シンプル のデコメ絵文字یه شبم رفتیم خونه خالم ایناシンプル のデコメ絵文字

乙女 のデコメ絵文字حالا بماند چقدر شلوغ بود و مامانم نزدیک بود تصادف کنه:)乙女 のデコメ絵文字

ハートだよ。1つ のデコメ絵文字من که چشمامو میبستم اشهد میخوندمハートだよ。1つ のデコメ絵文字

久しぶりのあにまるず のデコメ絵文字مامانجونا و آقاجون مامانمم بودن هممون مث گچ شده بودیم久しぶりのあにまるず のデコメ絵文字

久しぶりのあにまるず のデコメ絵文字انقدر از دست ریحانه خندیدم که دل درد گرفتم久しぶりのあにまるず のデコメ絵文字

乙女 のデコメ絵文字میگفت روز دختر در کابینتو باز کردم دو تا چیپلت سایز کوچیک دیدم 乙女 のデコメ絵文字

゜*記号*゜ のデコメ絵文字گفتم بابااااااا اینا کجا بودن؟゜*記号*゜ のデコメ絵文字

シンプル のデコメ絵文字باباشم یه قیافه لارجی گرفته و گفته روز دختره دیگهههシンプル のデコメ絵文字

(タイトルなし) のデコメ絵文字ریحانم با حالت گریه گفته باباااااا پارسال 10 تومن دادی(タイトルなし) のデコメ絵文字

動物 のデコメ絵文字 که بعدشم دیدی یگانه نگاه میکنه ازم گرفتی دادی به اون گفتی تو ذهنش میمونه動物 のデコメ絵文字

ハートだよ。1つ のデコメ絵文字بابا اون بزرگ میشه یادش میره من توذهنم میمونهههههههههههههハートだよ。1つ のデコメ絵文字

シンプル のデコメ絵文字کلیم دابسمش بازی کردیم انقدر خندیدیم غش کردیم،با اون پشت صحنه هامونシンプル のデコメ絵文字

動物 のデコメ絵文字پسپریشب:) دایی محسن و زندایی بهاره از اصفهان اومدن動物 のデコメ絵文字

乙女 のデコメ絵文字دایی مهدی اینامم اومدن شام خونه مامانجونم بودیم乙女 のデコメ絵文字

シンプルデコメ のデコメ絵文字اقاجونم دلستر خریده بودهシンプルデコメ のデコメ絵文字

久しぶりのあにまるず のデコメ絵文字هممون خوردیم گفتیم اهههه اههه اهههه چقدر تلخه و اینا久しぶりのあにまるず のデコメ絵文字

cafe-webniaz.irدایی محسن گفت:یعنی مارک سنیچ همه دلستراش خوبن غیر از همین دوتایی که شما خریدینcafe-webniaz.ir

久しぶりのあにまるず のデコメ絵文字آخر شام اقاجونم گفت همه کارارو خانومم انجام داده من هیچچچچچچچ کار نکردم久しぶりのあにまるず のデコメ絵文字

cafe-webniaz.irدایی محسنم گفت البته غیر از دلسترشcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبعدشم نشستیم دور هم دایی مهدی داشت سوال پوست و مو از زندایی میکردcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irدایی محسن گفت زنا انقدر سوال میکننا.....cafe-webniaz.ir

ینی با خاک یکسانش کرد

cafe-webniaz.irزندایی بهاره داشت برا دایی مهدی توضیح میداد دایی اصلا حواسش نبود داشت به ماها میخندیدcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irیهو دایی محسن گفت هوووو مهدی با توعه هاcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبیچاره قرمزززززز شدcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبعد بحث این شد که یکی از فامیلامون چقدر موهاش ریختهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irهممون گفتیم خب پودر مو میزنه معلوم نیستcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irآقاجونمم هی میگفت من شمردم 16 تا داشت:)cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irاگه اینطوره منم میتونه بزنم:)و زد پست کله ی خودشcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irوکلی چیز دیگه که یادم نیست خیلی خندیدیم cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irدیروزم خونه مامانجونم اینا بودیم برج هیجان بازی میکردیمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irهمرووووو شکست دادمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبا زنداییم شاید بیشتر از 10 بار بازی کردیمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبامامانمم 5 بارcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبا دایی مهدیمم بازی کردیم یه بار در میون میبردیم:)cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irکلی ماجرا پیش اومد مهمون اومد و ایناcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irما همچناان نشسته بودیم بازی میکردیمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irدایی محسن اینا از تهران اومده بودن ما داشتیم بازی میکردیمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irدایی محسن نشونه گرفت بزنه همشو بریزهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irچنان جیغی کشیدیم منو مامانم و زندایی الهه و دایی مهدی،بیچاره ترسید فرار کردcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irرفتیم اون یکی اتاق زندایی بهاره اومد گفت منم بازیcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irخلاصه منو دوتا زنداییام بازی کردیم برجه هم نریخت وهممون بردیم خیلی هیجانی بودcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irتا شب بازی کردیم و یا مساوی بودیم یا من میبردمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irدایی محسن اینا میخواستن برن زندایی بهاره گفت سنا بیا بازیcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبازی کردیم زندایی الهه هم اومد مامان منم اومدcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irیدفعه زندایی بهاره اومد برداره همش رییییختcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irچنان جیغی کشیدیم 4 تایی همه حواسشون به ما جمع شد داشتن سکته میکردن خخخخخcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irزندایی بهاره رفت لباساشم پوشید و گفت سنا بچین دوباره بازی کنیمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irخلاصه خانوادگی با اقاجونو مامانجون و زنداییا و داییا و کلا هممون بازی کردیمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irآقاجونم گفت اگه سریع بکشی نمیریزهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irورداشت یکی کشید از پایه همش ریختcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمامانجونمم تازه یاد گرفته بوده ادعاش میشدcafe-webniaz.ir

 cafe-webniaz.irهی میگفت راحته بابا تندی میکشد کل برج کج میشد ولی نمیریخت:)cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irخلاصه دایی محسن و زندایی بهاره برگشتن اصفهانcafe-webniaz.ir

دایی مهدیمم که حسابی داشت میسوخت از 2 تا شکستش گفت سنا بیا بازی وگرنه آبروم میره:(

cafe-webniaz.irمنم دلم سوخت گفتم باشهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irچیدیم و شروع کردیم و همه هم نگاه میکردنcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irانقدر حساس شده بود که حد ندارهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irدایی مهدی:سنا خدا بگم چیکارت کنه آب دهنمو نمیتونم قورت بدم:)cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irو سر انجام دوباره باخت و اقدر خودشو زد ماها غش کردیم از خندهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irهی میگفت من باید ببرم من میبرررررم دفعه بعدی:)از رو هم نمیرهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irدوباره چند دقیقه بعدش بازی کردیم و مساوی شدیمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irولی من تعداد بردام بیشتر شد ایوللللللللللللللللcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irآخه بردن دایی مهدی کار راحتی نیست مهندسه مثلاااااcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبعدشم با آقاجونم یه جور دیگشو بازی کردیم باختم اهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبعدشم شام خوردیم،بماند چقدر دایی مهدی نگران شکمش بود 10 رقم شام درست کرد:)cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبعدشم رفتیم تو اتاق با زندایی الهه سابوی بازی کردیم و منم با دوستام چت میکردمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irانقدر سوتی دادیم که قابل پخش نیست بووووووووووووقcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irیه دبیرمون به منو هنی تبریک روز دختر داده بود به فاطی نداده بود داشت میسوختcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.ir فاطیم خیلی دوستش داشتcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمنم تو ویس گفتم ولش کن لیاقت ندارهcafe-webniaz.ir

یهو همه ساکت شدن گفتن چییییییییییییییییی

cafe-webniaz.irمردم از خنده به فاطیم گفتم ترکیدcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمنحرفاااااااااااااااااااااااااcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irامروزم باشگاه عالی بود این مربیه چسبیده به منو یاسیcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.ir هی وسط تمرین میاد زر میزنه خارج از باشگاه اه اعصابمونو دیگه خورد کردهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irاینهمه ادم فقط پیش ماهاست هی میگه آفرین و اینکارو بکن و آهانcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irفک کنم عاشقمون شده خخخخخخخخخخخخخخخخخcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irراستی مهدیه جونم پیشاپیش تولدت مبارک باشهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irعزیزم ایشالله 99999999999999999999999 سالگیتو جشن بگیریcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irتا بعد رفقاcafe-webniaz.ir

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://www.roozgozar.com


Tag's: برج هیجان ، خاطره های باحال ، دخترونه ، تولد ، چرت و پرت های من
نظرات (34) . |by-> ♫♥♪Şคຖค ๓iŞŞ♪♥♫ |Data-> شنبه 7 مرداد 1396 . 03:21
♥دّادّاشیـّ تَوَّلُدِتــّ مُبارَکّــ♥

キラキラ のデコメ絵文字یه داداش دارم خیلی خلهキラキラ のデコメ絵文字

cafe-webniaz.irهمتا و مانند ندارهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irچشماش چیه؟درشتهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irاحسانیه؟درستهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irدوسش دارم خیلی زیادcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irعاشقشم دیوونه وارcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irخودم تکی فداشمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irفدای خنده هاشم cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irفدای گفتن اونcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبوگند میدی گفتناشم:)cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبا اینکه غر میزنهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irسر همرو میبرهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irاز ته دل قربونشمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irقربون اون غرغراشمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irامروز چهارم مردادcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irروزی که خدا تو رو دادcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irداداشی نانازمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irخوشگل ریزه میزمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.ir 3 ساله شدی عزیزمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irالهی که همیشهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irسلامت و شاد باشیcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبا آبجی مهربون وcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irخیلی خوش اخلاق باشیcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبا همدیگه شیطونی کنیمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irاعصاب مامانو خورد کنیمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.ircafe-webniaz.irگاو و الاغ و اردکcafe-webniaz.ircafe-webniaz.ir

キラキラ のデコメ絵文字جوجه و مرغ و لک لکキラキラ のデコメ絵文字

cafe-webniaz.irکبریت و گاز و فندکcafe-webniaz.ir

تولدت مبارک

متحرک - جدید - تصاویر زیبا ساز - وبلاگ

6xoe_capture.png

cafe-webniaz.irپ.ن1:پوگند میدی تیکه کلامشه.ینی ابراز علاقشم با بوگند میدی نشون میده:)cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irپ.ن2:خانوادتا شاعریم:)cafe-webniaz.ir


Tag's: داداشی ، گلم ، عشقم ، تولدت مبارک ، جیگر آبجی
|by-> ♫♥♪Şคຖค ๓iŞŞ♪♥♫ |Data-> چهارشنبه 4 مرداد 1396 . 21:52
♥روّز دُخّتَــــرّ مُبّارَکّـــ♥

یدختر بودنم را دوست دارم ی

cafe-webniaz.irﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺩﺳﺘﺒﻨﺪ ﺭﻧﮕﯽ ﺳﺮﺧﻮﺵ می‌شوﻡ...cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ میﺗﻮﺍﻧﻢ ﻣﻮﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺑﻠﻨﺪ ﮐﻨﻢ....cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irهمین که با یک ترانه به اوج احساس روم...cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irهمین که برای عروسک هایم مادری میکنم...cafe-webniaz.ir

キラキラ のデコメ絵文字همین که تا رنگ صورتی را میبینم ته دلم قنج میرود...キラキラ のデコメ絵文字

キラキラ のデコメ絵文字همین که دفتر هایم پر است از نقش قلب و ستاره...キラキラ のデコメ絵文字

cafe-webniaz.irهمین عاشق قدم زدن های تنهایی بدون چتر زیر باران...cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irهمین که وقتی ناراحتم..فریاد نمیزنم،قهر نمیکنم،از خونه بیرون نمیزنم...cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبه خودم میرسم...لاک میزنم،موهایم را شانه میکنم ومیبافم،و آرام اشک....cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irﻫﻤﯿﻦ ﻫﻤﺪﻡ ﻣﺎﺩﺭ ﺑﻮﺩﻥ...cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irعصای دست ﭘﺪﺭ ﺑﻮﺩﻥ...cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمورد اعتمادخواهر و برادر بودن...cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبه من میگویند:cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irدختر که باشی خوب می‌شوی حتی با آنان که چندان با تو خوب نبوده‌اندcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irدل رحم می‌شوی، حتی در مقابل آنهایی که چندان رحمی به تو نداشته‌اندcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irدختر که باشی:cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irزود می‌رنجیcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irزود می‌بخشیcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irزود می‌گرییcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irزود می‌خندیcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irتو حاکم احساس روی زمین هستی!cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irجهان بی تو می‌میرد...cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irآفریده شده ام از لبخند خدا..عشق خدا...وجود خدا....cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمهربانی بیش از اندازه ام دست خودم نیست...cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبی چشم داشت میبخشم...cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irﻫﻤﯿﻦ ﻧﯿﺮﻭﻣﻨﺪ ﺑﻮﺩﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ...cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irاین ظرافت را دوست دارم...cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irدختر بودن را دوست دارم...cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irای زیباترین گل هستی....روزت مبارک♥cafe-webniaz.ir

nan_429719922_150550.jpg

cafe-webniaz.irپ.ن:cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irامروز صبح با این شعر من در آوردی مادر عزیزم از خواب بیدار شدم:cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irسنا نگو طلائهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irعین گلِ بهارهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irداری از حسودی میمیریcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irای احسانِ بیچارهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irعاشقتم مامانی باحالِ من با اون کادوی گوگولیتcafe-webniaz.ir


Tag's: دخترونه ، دختر عشق است ، روزمون مبارک ، روز دختر مبارک ، happy ، حاکم احساس
نظرات (49) . |by-> ♫♥♪Şคຖค ๓iŞŞ♪♥♫ |Data-> سه‌شنبه 3 مرداد 1396 . 04:20
♥ماّجَرّاهایـ چُّلّمَنــ بازّیــ هایـ مّا♥

シンプル のデコメ絵文字سلاااااااااااااام بچه ها خوبید؟シンプル のデコメ絵文字

キラキラ のデコメ絵文字وای من اصلا دلم نمیاد این خاطرات چلمن بازی هامونو ننویسمキラキラ のデコメ絵文字

シンプル のデコメ絵文字جاتون خالی دیروز بعد از ظهر ساعت5 و نیم بعد از ظهر بودシンプル のデコメ絵文字

cafe-webniaz.ircafe-webniaz.irمامانجونم اومد خونمون دید هممون خواااااااااااااااااااااااابیمcafe-webniaz.ircafe-webniaz.ir

久しぶりのあにまるず のデコメ絵文字آخه مامانم تا ساعت 2 اینا بیرون بود منم ناهار درست کرده بود خستههههههههههههه بودم:)久しぶりのあにまるず のデコメ絵文字

cafe-webniaz.irخلاصه شروع کرد سر و صدا که من حوصلم سر رفته پاشید بریم بیرونcafe-webniaz.ir

棒人間 -動く- のデコメ絵文字منم که از خدا خواسته رفتم تو اتاق مامانم اینا داد زدم:صبح بخیر هموطن.پاشو هموطن棒人間 -動く- のデコメ絵文字

シンプルデコメ のデコメ絵文字مامانم گفت:مامانجون چای آورده؟シンプルデコメ のデコメ絵文字

cafe-webniaz.irگفتم آرهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irاز جا پرید گفت آخجووووووووووووووووووووووووون cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irهیچی چایی خوردیم و لباسامونو پوشیدیم بعد کلی منت کشی از احسان رفتیم سوار ماشین شدیمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبستنیشم من خوردم تا بسوووووووووزهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irاول رفتیم در خونه عموی مامانم یه چیزی میخواستیم بگیریمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمامانمم گفت میترسم واسه در آوردن ماشین از پارک دنده عقب بیامcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبنابراین وسط خیابون پارک کرد خخخخخخخخخخخخcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irرفتیم سلام اینا کردیم و چیزی که باید میگرفتیم رو گرفتیم و سوار ماشین شدیمcafe-webniaz.ir

シンプル のデコメ絵文字یهو دیدیم یه صداهای عجیب و غریبی از ماشین میادシンプル のデコメ絵文字

(タイトルなし) のデコメ絵文字مامانم روبه روی خونه عمو اینا ماشینو خاموش کرد که یکم استراحت کنه ماشین(タイトルなし) のデコメ絵文字

cafe-webniaz.irحالا دیگه روشن نمیشدcafe-webniaz.ir

動物 のデコメ絵文字جای پارکمونم افتضااااااااااااااااااااااح بود動物 のデコメ絵文字

久しぶりのあにまるず のデコメ絵文字منو مامانجونم قهقهه میزدیم久しぶりのあにまるず のデコメ絵文字

シンプル のデコメ絵文字خلاصه به عالم و آدم زنگ زدیم یهو مامانم استارت زد روشن شدシンプル のデコメ絵文字

シンプル のデコメ絵文字این اولین ضد حالシンプル のデコメ絵文字

吹き出しだよ。ハートだよ。1つ のデコメ絵文字بعد رفتیم سبزی فروشی مامانجونم سبزی بخره吹き出しだよ。ハートだよ。1つ のデコメ絵文字

久しぶりのあにまるず のデコメ絵文字میخواستیم حرکت کنیم یهو یه موتوری دو تا پسر..از بغل جوبی که ما داشتیم رد میشدیم با سرعت ردشدن久しぶりのあにまるず のデコメ絵文字

 cafe-webniaz.irنزدیک بود بندازیمشون تو جوب که کاش مینداختیمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irانقدررررررررررررررر فحششون دادیم که خدا میدونهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمامانجون:بابا میگه چقدر خر و گاو ریختن تو خیابون راست میگهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمامانم یهوهول شد گفت:این بزغاله چرا داره این طرفی میاد؟خخخخخخخخخخخخخcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irاینم دومین استرسcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irخلاصه رفتیم و یه خدمات کامپیوتری تو مفتح پیدا کردیم هری پاتر نداشتcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irرفتیم امام حسین یکی دیگه اونجا هم نداشتcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irیارو گفت تا 3 روز دیگه میاریم همه هری پاتر میخوان نمیدونم چراcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irنمیدونم چرا و مرگcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irیهو پیچیدیم تو یه خیابون که نور خورشید صااااااااااف و بدجووووووووووور میخورد تو صورت رانندهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمامانم میگفت من هیچیییییییی نمیبینمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمامانجونم:منم نمیبینمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irهیچی دیگه من اشهد خوندم ولی خداروشکر به اولین خیابون که رسیدیم مامانم پیچیدcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irیهو جیغ زدم مامان وایساااااااااااااااااcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irچقدر من وحشیم آخهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irپیاده شدیم از بیرون مغازه مامانم با بیحالی پرسید آقا هری پاتر دارید؟cafe-webniaz.ir

久しぶりのあにまるず のデコメ絵文字یارو گفت آره久しぶりのあにまるず のデコメ絵文字

久しぶりのあにまるず のデコメ絵文字منم که ذوق مرگ شده بودم با ذوق گفتم:همشو؟久しぶりのあにまるず のデコメ絵文字

久しぶりのあにまるず のデコメ絵文字انگار خندش گرفته بود گفت آره久しぶりのあにまるず のデコメ絵文字

久しぶりのあにまるず のデコメ絵文字با ذوق بیشتر:دوبله؟久しぶりのあにまるず のデコメ絵文字

cafe-webniaz.irیارودیگه نتونست جلو خندشو بگیره گفت آرهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irهیچی دیگه حجم فلش مبارک اجازه نداد که همه فیلما ریخته بشوندcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irیارو گفت:آخه اینارو میخوای؟ویتامینC و چغازنبیل و حامد همایون و...؟cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irخندم گرفته بود شدید ولی گفتم نههههههههههه پاک نکنیاااااااcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.ir 5 تا ریخت قرار شد اینا رو دیدم بریزم تو لپ تاپ برم بقیشم بگیرمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irکلی وقت معطل شدیم ولیcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irرفتیم تو ماشین مامانجونم انقدر غرررررررررررر زد که خدا میدونهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irهیچی رفتیم یه خشکبار فروشی رفتیم جلوی گردو هاcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمامانم گفت:خب مصرف خیلی نداریم کهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irآقا بی زحمت هزار تومن از این گردو ها بده....cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمنو مامانجونم که هیچی اون آقاعه قیافش خیلی خنده دار بود خشکش زده بودcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irیهو مامانم دوزاریش افتاد گفت آخ ببخشید منظورم ده هزار تومنهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمردیم از خنده خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمامانم گفت خب حالا یکمم بادوم بخریمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irگفت آقا پنج هزار تومنم از اینا بدهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irیارو بادوما رو ریخت تو پلاستیک هممون اشک تو چشمامون بود از خندههههههههههcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irیعنی انگار نیم مثقالهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irاز مغازه اومدیم بیرون یهو 3 تایی ترکیدیم از خندهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمن:مامان گدای منcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمامانم:بابات میاد با یه پلاستیک 10 کیلویی از مغازه میاد بیرون اونوقت ما....cafe-webniaz.ir

゜*記号*゜ のデコメ絵文字من:مامان اصلا با تو میام میمیرم از خنده همیشه.چرا؟゜*記号*゜ のデコメ絵文字

cafe-webniaz.irمامانم:از بس چلمنم دیگهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irیه فروشگاه افق بغلش بود گفتیم بریم اینجام یکم بخندیمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irهیچییییی نخریدیم فقط برا احسان یه چیپس خریدم سر خوردنشم همدیگرو کشتیمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irدوباره سر حساب کردن یارو ماتش برده بود خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irآخه نفر قبلیمون500 هزارتومن خرید کرده بود ولی ما 2000 تومنcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irهیچی رفتیم سوار ماشین شدیم و رفتیم یه مغازه پوشاک بانوانcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irخلاااااااااصه برگشتیم خونه دیگه اذان بودcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمن نمازمو خوندم جیرینگ رفتم پای تلوزیون هری ببینمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irجلو تلوزیون خوابیده بودم نه با آرامش چندان زیاد چون جاهای هیجانی و ترسناک فیلم بودcafe-webniaz.ir

シンプル のデコメ絵文字یهو احسان به مامانم یه چیزی گفت مامانمم جیغ کشید گفت سنااااا راست میگهシンプル のデコメ絵文字

゜*記号*゜ のデコメ絵文字من:چی راست میگه؟゜*記号*゜ のデコメ絵文字

cafe-webniaz.irمامانم:سووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووسکcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irچنان جیغ بنفش پررنگی کشیدم که سوسکه ترسید بدبختcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمثل فنر پریدم بالای مبل جییییییییییغ میکشیدم چجووووووورcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمامانم از من بدترcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irسوسکه رو بالای مبل داشت راه میرفت مامانم یه دمپایی پرت کرد بهش پرید رو دیوارcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irداشت از دیوار میرفت بالاcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irهمون موقع یهو ولدمورت اومد هری رو بکشهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irچشمامو بستم تا تونستم جییییییییییییییییییغ کشیدمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irفیلمو استپ کردم کنترلو پرت کردم صدای خورد شدنش اومد کف پارکت پرت شد بیچارهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبا سرعت جت دویدم تو اتاق بالای تختcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irدیگه فقط صدای جیغ مامانمو میشنیدم که میگفت سناااااااااااااا فلان فلان شده کجا رفتیcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irیه دفعه یه صدای تققققققققققق اومدهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمامانم:کشتمشcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمنم با خیال راحت رفتم یه خاک انداز بدم مامانم گفتم بزار آب بخورم صدام در بیادcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irیهو دوباره مامانم جیغ کشید زندههههههههههههههه شدددددددددددددددددcafe-webniaz.ir

可愛い のデコメ絵文字دوباره جییییییییییییییییییغ کشیدیم من رفتم تو اتاق可愛い のデコメ絵文字

cafe-webniaz.irمردیم از خنده خدایی احسان که تو تمام این مدت غش کرده بود از خندهcafe-webniaz.ir

خلاصه جنازشو پرت کردیم از تراس تو خونه مامانجونم اینا خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

cafe-webniaz.irهیچی من نشستم فیلممو ببینم به احسان گفتم حواست باشه اگه سوسک دیدی بگوcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irحالا اینم هیییی اذیت میکردcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irهی میگفت سناااا سوووووسکcafe-webniaz.ir

久しぶりのあにまるず のデコメ絵文字مامانم میدید من جاهای ترسناک فیلمو میبینم دارم زهر ترک میشم یهو جییییییغ میکشید از جا میپرید久しぶりのあにまるず のデコメ絵文字

cafe-webniaz.irای خدا بگم چیکارتون کنهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irداییم اینا اومده بودن خونه مامانجون با این حال من باید فیلمو کامل میدیدمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irگفتم اگه به زنداییم باشه بفهمه میدوعه میاد بالا..یعنی روحیاتمون کپی همهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irتنهااااا تو خونه اونم شب دیدن هری پاتر کار راحتی نیستcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irتو گروه به دوستامم گفتم سه تاشون مرده بودن از خندهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irخلاصه مردیم دیشب از خنده و ترس و استرس و...cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irشبم خوابم نمیبرد نمیدونستم سوسک از دیوار میتونه بره بالا...اه اه اهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irخب دیگه تا حالم بهم نخورده باااااااااااااااایcafe-webniaz.ir

شکلک نظر بذارید

90f0_capture.png


Tag's: چلمن بازی ، خاطره ، خنده دار ، هری پاتر ، سوسک ، خدا همین حوالیه
نظرات (27) . |by-> ♫♥♪Şคຖค ๓iŞŞ♪♥♫ |Data-> پنج‌شنبه 29 تیر 1396 . 15:45
♥ماّجَرّاهایـ رانَنـدِگّیـ مـامـانَمـ♥

یسلامممممم خوبید؟ی

cafe-webniaz.irوای انقدر این چند وقته سوژه زیاده که حد ندارهcafe-webniaz.ir

 cafe-webniaz.ir مامانم داره رانندگی یاد میگیره ته خندسcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irالبته بلده ها گواهی نامه داره فقط چند وقته ننشسته پشت ماشین میترسهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبا اون یارو مربیه رفته بودیم گفت به مامانت چند میدی؟cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمیخواستم بگم منفی صفر ولی گفتم 20 تو دلمم گفتم جون خودتcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irیارو گفت خب دو تا بوق بزن طرف بره کنارcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمامانمم خوشش اومده بود هی بوووق بووووق بووووق عروسی راه انداخته بودcafe-webniaz.ir

☺اون به کنار مربیه گفت:خب گاز بده دنده عوض کن راهنما بزن چراغ پایینم بزن☺

☻یهو مامانم هنگ کرد نزدیک بود بریم تو دیوار ینی خدا رحم کرداااااااااااااا☻

 cafe-webniaz.irواااای دیروز از باشگاه میخواستم برگردم مامانم گفت با ماشین اومدم cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irگفتم یاسمن بیااااااااا با ما بریم باهم بریم زیر تریلی:)cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irیاسمن گفت:نههههه ممنون من بابام میاد:)خخخخخخخخخخخcafe-webniaz.ir

  cafe-webniaz.irهیچی فهمیدم دایی حامدم هست یه نفس رااااحت کشیدمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irخلاصه به هر کی میرسیدیم میگفتیم آدم خوبی بودی یک عمر با پاکدامنی زندگی کردی خدا رحمتت کنهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irانقدر سر پارک دوبل و دورزدن مامانم با دایی حامد خندیدیم حالا هی مامانم میگفت نخندیدددددددددددcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irتا ترمز میکرد میگفتم من جوونم هنوز کلی آرزو دارمممممcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمامانم:کوفت.با من حرف نزن حواسم پرت میشه به لقاالله میپیوندیم:)cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irولی عصرش مجبورش کردم بریم بیرون رفتیم دور زدیم شیرینی خریدیم منم یکی از دبیرامونو دیدمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irتازه آقاجونم هی میگفت نرید بابا من میترسم خخخخخ اعتماد به عرش مامانم ش اعتماد به زیر فرشcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irآقاجونم دستشو رو به آسمون بلند کرد و گفت خدایا خودت رحم کن خخخخخخخخخخخخخخخخخcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irامروز صبحم رفتیم خونه مامانجون مامانم مامانجون خودمم اومدcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irیعنی سر بستن کمربند مامانم نیم ساعت الاف شدیم دیگه بقیشو خودتون تصور کنید دیگهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irدایی گفت صبحا هم باید واسه مهمون استرس بگیریم:)مردیم از خندهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irخدایی از داییام خیلی شانس آوردم:)مخصوصا حامد و مهدیcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irدایی محسن خیلی مهربونه و باحال ولی این دوتا باحالن شدییییییییییییییییید دیگه شورشو در آوردن:)cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irحالا تا بقیه سوژه ها یادم بیاد 20000 تا دیگه پیش میادcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irولی خدایی خیلی پیشرفت کردهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبیچاره مامانم......شده سوژه این روزای من:)cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irالانم میخواد بره بیرون من برم از زیر قرآن ردش کنمcafe-webniaz.ir

♥اگه دیگه بر نگشتم حلالم کنید♥

فراموش نشود☺

cafe-webniaz.irفعلاااااااcafe-webniaz.ir


Tag's: رانندگی ، مامانم ، ته خنده ، جوان ناکام ، من نمیخوام بمیرم
نظرات (11) . |by-> ♫♥♪Şคຖค ๓iŞŞ♪♥♫ |Data-> یکشنبه 25 تیر 1396 . 20:19
♥خاطِّرّاتــّــ اینـّـ چَنــّد روّز♥

سلااااااااااااام بچه ها خوبید؟

من که عالیم

خب بگم از اتفاقای این چند روز

پنجشنبه بعد از ظهر منه بدبخت انقدر حوصلم سر رفته بود رفتم حمام

به محض اینکه با ترس و لرز اومدم بیرون(چون هری پاتر خونده بودم کلا میترسیدم:)همون موقع مامانجونم زنگ زد گفت سنا بدو بریم پیاده روی

منم گفتم خب چه کاریه با مامانم بریم

هیچی منو مامانمو احسان و مامانجون رفتیم پیاده روی

اول رفتیم داروخونه واسه من کِرِم بخریم وقتی خریدیم یکی دیگشو نداشتن رفتیم داروخونه روبهروش و کلی ماجرا

برگشتیم همون داروخانه قبلیه چون مامانجونم منتظرمون اونجا نشسته بود

احسان گفت میخوام سوار آسانسور شم

ماهم رفتیم الکی الکی سوار شدیم من میخواستم کل دکمه هارو بزنم ولی مامانم یه راست زد رفتیم طبقه پنجم

تو آسانسورم به گند کشیدیم:)

اومدیم برگردیم طرف خونه که بریم پارک

یهو دو نفر به سرعت از بغلمون رد شدن فقط دیدم مامانم و مامانجونم از خنده قرمز شدن

سرمو آوردم بالا دیدم خخخخخخخخخخخ آقا جونم و دوستشن اونام رفته بودن پیاده روی

کلا ما رو هم ندیدن

رفتیم یه پارک از خونه یکم دور بود

اونجا احسان بازی کرد و یه زنه هم اومد میخواست حوله بفروشه و اینا تا اذان شد

رفتیم مسجد نماز خوندیم و رفتیم پارک نزدیک خونه

احسان بازی کرد و منم با مامانجونم برگشتم خونه

رفتم خونه مامانجون اینا(اونا طبقه 1 هستن ما 3)

دراز کشیدم و با گوشی ور رفتم و بستنی و میوه خوردم

مامانم اومد یه سر زد و آقاجونمم اومد و مامان رفت بالا شام درست کنه مامانجون زنگ زد گفت شام بیایید پایین

شامم خوردیم و مرغ عشقارم تو خونه آزاد کردیم

منم اومدم بالا

رفتم الویه درست کردم هوس کردم:)حالا خندوانم داشتم میدیدم نزدیک بود دستمو ببرم:)

خلاصه انقدر خوشمزه شده بود که مامانمم وقتی اومد با اینکه سیر بود بازم همشو خورد:)

جمعه همیشه خونه مامانجونمیم با دایی اینام

این هفته عمه مامانمو و بابای آقاجونم هم اومدن

ناهار خوردیم نشسته بودیم رو مبل زنداییم گفت سنا بیا منچ

داییم گفت منم میام

مامانم گفت منم میام:)

بچه ها هم که خواب بودن بهترین وقت بود

مامانجونم خواب بود عمه هم با گوشیش ور میرفت

خلاصه انقدر خندیدیم سر بازی

هر کی داییمو میزد خیلی شاه بود

همه هم میگفتن سنا خیلی داری هوشمندانه بازی میکنیا:)

یهو یه گندی زدم داییم گفت عروس تعریفی!!!!

منم تصمیم گرفتم تلافی کنم سر داییم6بار زدمش

داییمم اومد تاس بندازه نزدیک بود 6 بیاد یهو حواسش نبود داد زد:سگ پدر!!!!!!!

یعنی مردیممممممممممممممم از خنده

داییم 2 تا مونده بود برسه به خونه من زدمش

منو مامانمو زنداییم چنان دااااااااااااادی زدیم همه از خواب پریدن خخخخخخ

همینطوری بود کلش فقط داد میزدیم:)خیلی خوش گذشت

قرار شد شب بریم بیرون،مرغ عشقارم آزاد کردیم حالا سر گرفتنشون پدر آقاجونم در اومد:)ته خنده بود

هر کی رفت سر یه کار

خلاصه منم فقط داشتم میخوردم:)اذان شد نماز خوندم

گفتم شام امشب با من

رفتیم با مامانم سالاد خورد کردیم و منم رفتم فلافلارو درست کردم(سرخ کردم)

آقاجونم گفت سنا 56 تا باید درست کنی

هر کی رد میشد میگفت سنااااا چه کردییییییییییی@!!!

وسطش مامانم گفت برو لباساتو بپوش

منو احسان و محمد امین رفتیم بالا من لباس پوشیدم و اومدم

بقیه فلافلارم درست کردم شد70 تا:)آقاجونم کفش بریده بود خخخخخخخ

هیچی عمه رفته بود مسجد قرار شده بود بعدش بره پارک بشینه تا ما بریم

منو مامانم و زندایی و بچه ها رفتیم پارک زیر انداز و انداختیم نشستیم

یهو یه دختره اومد یه کاسه آش هم داد

تا کلی وقت بعد بقیم اومدن

شام خوردیم و کلیم تنقلات...یه منچم بازی کردیم امین اومد ....بهش!!!!داییمم دوباره حواسش نبود داد زد کله بابات!!!!!!خخخخخخخخخخخخخخ

منم رفتم سرسره بازی دوباره:)حالا اندفعه شلوغم بود خخخخخخخ

انقدر بازی کردم داشتم غش میکردم

بعدشم جمع کردیم داشتیم پیاده میومدیم ولی دایی و آقاجون و بچه ها با ماشین بودن

یهو داییم بوق زد گفت خانوما برسونمتون....یهو گفت اعه شمایید!!!

یعنی مردیم از خنده

خلاصه اومدیم خونه

ولی تو پارک هر وقت به دیوار بلند که واسه یه خونست نگاه میکنم یاد حرف داییم میوفتم که به طور کاملا جدی گفت این دیوارو میبینید؟

ما:اره

دایی:پس فردا یه عکس امام روش میکشن

لاااا اله اللههههههههههههههههههه

یکشنبه از صبح رفتیم خونه مامانجون مامانم

خاله ایناهم میومدن

کلی با ریحانه فیلم و عکس گرفتیم و خودمونو زشت کردیم و همه رو ترسوندیم و کیک درست کردیم و ماکارانی و ....

خلاصه بگم خیلی خوش گذشت فقط دلدردم گذاشت تو کاسیمون:(

دوشنبه رفتیم باشگاه

قرار بود بریم بدمینتون ولی نشد رفتیم والیبال

منم هی عر میزدم یاسی میگفت سنا بمیرم برات:)

رفتم به مربی گفتم گفت خب تو ندو:)خخخخخخ

یاسی میدوید من بهش میخندیدم

داشت به یکی ازبچه ها میگفت ما سنا را یا با ص مینویسیم یا با ث

منم گفتم یا با س مینوسیم یا با ث

گفت ما قدیمیا با ص مینویسیم شما جدیدا با س بنویسید:)

مردیم از خنده خیلی مربی باحالیه

کلی تمرین کردیم و با یاسی قاه قاه خندیدیم.....

مثلا میگفتیم هر کی اینو درست بزنه خره..ست هم شده بودیم شلوارامون مث هم بود:)

یکی از بچه های مدرسمونم دیدیم(کوثر)و کلی باهاش حرفیدیم و موقع برگشتن هم کلی درباره معلما پرسیدم که کدومشون نمره کم میدن و نمونه دولتی دوره دوم کدوم خوبه و اینا

برگشتنم خودم تنها پیاده اومدم:)البته تا نصف راه دسته جمعی برگشتیم ولی یاسی با باباش رفت کلاس زبان:)

امروزم سه شنبه مامانم رفته رانندگی و منم تنهام:(احسانم رفته اه

قراره پنجشنبه و جمعه بریم مسافرت دو روزه با آقاجون اینا و دایی اینا و چند تا از دوستای آقاجونم

چنگده خوش بگذره:)

ببخشید زیادی حرفیدم

بای تا بعد

پ.ن:وای خیلی خوش گذشت کلی خندیدیم

فقط همینو میتونم بگم

انقدر مثل بچه ها تاب بازی کردیم منو زنداییم:)تازه الاکلنگ و بقیه بازیارو هم انجام دادیم

تو آلاچیقا میچرخیدیم میخوابیدیم

خلاصه خیلی عالی بود حال ندارم تعریف کنم

باشگاهم کلی سوتی دادیم:)

نشستم وسط سالن که باد کولر بخوره بهم یاسی هی داشت اشاره میکرد پاشو پاشو

منم گفتم چه مرگته عین مرغ پر کنده میپری بالا پایین

یهو یکی گفت عزیزم!!!!

دیدم نشستم وسط زمین بازی خخخخخخخخخخخخخ

یعنی آدم با آفتابه آب بخوره اینطوری خیت نشه

یاسی که توپو زد تو سر و صورت چند تا بدبخت قیافش ته خنده بود

پ.ن2:تازه جمعه رفتیم بستنی خوردیم

هی من میرفتم آیس نایس میخریدم یه بار احسان ازم میقاپید یه بار محمد امین

خلاصه کوفتم شد.کوفتتون بشه فسقلیای بوووووووووووووووق

av4g_e02a9389f5ab312b4cb1e026b15416d2.jpg


Tag's: هری پاتر ، پیاده روی ، منچ ، دیوونه بازی ، شادی ، تا میتونی بخند ، شاد باش
نظرات (13) . |by-> ♫♥♪Şคຖค ๓iŞŞ♪♥♫ |Data-> شنبه 10 تیر 1396 . 06:09
♥یهـ تّابِسّتونّـ عّالّیـّ♥

سلااااااااااااااااام بچه ها

من تو تابستون سعی میکنم تند تند پست بذارم:)

خب بگم از این چند روز

جاتون خالی پریروز که عید بود ما ظهرش رفتیم خونه مامانجونم اینا واسه ناهار

ناهار خوردیم و رفتیم تو اتاق حالا بماند منو مامانم لج کرده بودیم باهم شدیدددد هی هم میگفتیم بسسسسسسسسوزی:)حالا جلو مامانجونم

بعد قرار شد بعد از ظهر بریم خونه بابای آقاجونم واسه عیددیدنی

خلاصه بعد از ظهر شد و راه افتادیم

نزدیکای خونشون آقاجونم گفت سنا بپر پایین بریم بستنی بخریم

سفارش گرفتیم از افراد:)رفتیم تو مغازه

گز بستنی و سوهان بستنی و کیم و عروسکی و لیوانی و....جیب آقاجونم خالی شد بنده خدا:)

هیچی رفتیم اونجا نشستیم بستنیارو خوردیم و بعدم چایی و پفیلا و اینا

آقاجونم زنگ زد به داییم محمد امین تلفنو برداشت بعد هی قطع میکرد

آقاجونم دوباره زنگ زد محمد امین گفت:آقاجون چرااا انقدر زنگ میزنی

هم این خونه هم اون خونه رفتن هوا:)

قرار شد شب شام هم بمونیم

حالا ما خانوما(عمه ی مامانم هم بود)میگفتیم بریم بیرون و اینا

آقایون میگفتن تو خونه

عمه گفت اصلا بریم ارگ سالاریه:)

بابای آقاجونم یک چش غره ای رفت

عمه گفت خب عیده ها

اونم گفت عیده باید به جا اینکه پول بگیریم پول بدیم؟

مردیم از خنده

خلاصه قرار شد شب کباب بگیریم و تو خونه بخوریم دایی اینا و دختر عمه هم بیاد

منو مامانمو مامانجونم و آقاجونم و عمه و احسان سوار ماشین شدیم و رفتیم دور دور

بعد اذان شد و رفتیم مسجد نماز خوندیم

منم کرمم گرفته بود صف اول بودیم یه تخته وایتبرد بود کلی چیز روش نوشته بود

مثلا نوشته بود 70 مرتبه میخواستم صفرشو پاک کنم که بغلیم شنید هی نگاه میکرد نتونستم:)

بعد بامامانم رفتیم دستشویی و اومدیم رو صندلیا نشستیم و واقعه خوندیم

رفتیم سوار ماشین شدیم یکم دیگه دور زدیم و رفتیم کباب سفارش دادیم

داشتیم پیاده میشدیم بریم تو خونه یهو مامانم گفت واااای کیفم:)بعله مامانجان کیفشونو جا گذاشته بودن تو مسجد

حالا منو مامانم و احسان و آقاجون رفتیم دنبال کیف مامان

رفتیم مسجد درش بسته بود:)کلی در زدن و اینا تا کیف پیدا شد

خلاصه رفتیم کبابارو گرفتیم و رفتیم خونه همه هم اومده بودن

سفره انداختیم و شام خوردیم و یکم نشستیم حرفیدیم

بعدش من چند تا کتاب از مریم خانوم قرض گرفتم واسه تابستون

تو کوچه داییم گفت سنا اینا دیگه چیه؟

گفتم کتابه

گفت راجع چیه؟

مامانم:فلسفهههههههههههههههه

داییم:ولللللللللل کن سنا اینا چین دیگه بیا خودم برات میخرم:)خخخخخخخخخ

حالا کتابا بابالنگ دراز و زنان کوچک و اینا بودن:)

هیچی احسان و امین هی میگفتن بریم پارک

یه پارک نزدیک خونمون بود رفتیم اونجا

نزدیک 2 ساعت اونجا بودیم داییم رفت بستنی خرید و آب و اینا

رو چمنا نشستن منم رو یکی از نیمکتا ولو شده بودم این امین هی میومد میگفت سنا بیا سرسره

حالا کلی آدم نشسته بودن

هیچی رفتم باهاشون سرسره بازی کردم با این هیکلم خجالتم نگشیدم:)اونوقت با چادر:)خخخخ

هوا خیلی خوب بود خیلی خوش گذشت

خلاصه فرداش منو مامانم گفتیم بریم خرید خونه بکنیم

رفتیم بیرون حالا چقدر خندیدیم واسه خرید

تو راه که انقدر حرف زدیم و خندیدیم که حد نداره

رفتیم مغازه لوازم آرایشی

واسه مامانجونم یه چیز خریدیم و رفتیم جلو تر

چند تا مغازه لباس فروشیو دیدیم

بعد رفتیم ببخشید یه سری چیزای بهداشتی بخریم:)

حالا خجالتم میکشیدیم

مامانم 3 تا برداشت داد دست من...

منم میخواستم جیغ بکشم

تا از در مغازه رفتیم بیرون کوبیدم تو سرش اونم ترکید از خنده

رفتیم جلو تر یه مغازه گل سر فروشی بود رفتیم تو

هر چی میپرسیدیم این یارو اصلا اعصاب نداشت اعصاب مارم خورد کرد

اومدیم بیرون دیدیم رو درش نوشته با لبخند وارد شوید...

من:یارو با خودشم درگیره

رفتیم خیارشور بخریم از یه مغازه منم چشممو این لواشکای لعنتی گرفته بودن لواشکم خریدیم ولی خیارشورش خوب نبود

حالا من لواشک به دست داشتم لیس میزدمش رفتیم مغازه کفش فروشی یارو انقدر بد نگاه کرد آب شدم از خجالت خخخخخخخخ

رفتیم تو یه پاساژ هیچی نداشت لامصب

بعد کلی گشتیم نون ساندویچی فروشی پیدا کنیم

با بدبختی یکی پیدا کردیم و نون خریدیم

بعد رفتیم میوه فروشی میخواستیم گوجه و کاهو بخریم

این یاروهم هی به مامانم میگفت حاج خانوم

منم داشتم دیگه میترکیدم از خنده

اومدیم بیرون یعنی هار هار میخندیدم با مامانم

بعد رفتیم یه مغازه که خیارشور بخریم

فروشندش زن بود

مامانم میخواست خیارشور بریزه تو پلاستیک یعنی ته خنده بود یک گند بازیی شد

بعد میخواست آب خیارشورم بریزه ولی ملاقش سوراخ بود

ته خنده بود یعنی اون زنه هم مرده بود از خنده

منم گفتم مامانجان باید انگشتتو بگیره رو سوراخش دیگه هیچی....خخخخخخخخخ

رفتیم نزدیکای خونه بودیم یکدفعه دیدیم....یه نون ساندویچ فروشی دقیقا رو به روی خیابونمونه

انقدرررررر سوختیم که حد نداره

یه بز هم دیدیم داشتن ازش شیر میدوشیدن:)خخخخخخخخخخخخ

خلاصه خیلی خوش گذشت

امروزم دایی مامانم اومد لپ تاپو ببره واسش شارژر بخره

گفت آقا من با یه من ریش لپ تاپو دادم به یارو

اونم لپ تاپو باز کرد دید کلی برچسب و استیکر جینگیل پینگیل روشه

منم گفتم این لپ تاپ بچست هااااااااااااااااا

مردیم از خنده خخخخخخ

اینم از خاطرات این چند روز

باااااااااااااای تا بعد


Tag's: summer ، تابستون ، عشق است ، پارک ، پیاده روی ، خرید ، چلمن بازی
نظرات (7) . |by-> ♫♥♪Şคຖค ๓iŞŞ♪♥♫ |Data-> پنج‌شنبه 8 تیر 1396 . 21:01
♥تَوَّلُدَمـّــ مُبارَکــّــ♥

f5ax_capture.png

سلامممممممم

امروز تولدم بود

البته من به صورت کار آگاهی فهمیدم:)از بس فوضولم

امروز مامانم از ظهر که من بیدار شدم خونه مامانجونم بود

بعد میخواست بره بیرون من نذاشتم گوشیشو ببره یه هدفی داشتم:)

براش دو تا اس اومد که از حسابش پول کم شده

وقتیم اومد دست احسان بادکنک بود که دیگه گفتم مامان خیلی ضایعی و اینا:)خخخخخ

رفتیم خونه مامانجونم تزیین شده بود

دایی و زنداییم اینا اومدن افطار کردیم کله پاچه خوردیم خیلی چسبید بعدم دو تا فیلم دیدیم و ولووووووو شدیم

بعد ناگهانی آقاجون و مامانجون و دایی مامانم هم اومدن..همیشه همینطوره اتفاقی سر تولدای من میرسن

کلی خوش گذشت

کلی کادو گرفتم اعم از:شومیز داداش احسانم

کفش آقاجونم

تیشرت مامانجونم

تاپ دامن زندایی و دایی جونم

و پول از طرف اون خانواده آقاجونم

و مامان عشقممممممممممممممم یه لباس و یه شلوار و یه دست ست خونگی

یعنی عاشق تک تکشون شدم من

بعدم کیک قلبی خوشگلمو برش زدم و شمع فوت کردم و فشفشه روشن کردیم و کلی تولد تولد و آهنگ و عکس و فیلم و....

بعدم کیک خوردیم و یکم حرف زدیم و تخمه خوردیم

بعدم رفتیم بیرون یکم دور زدیم بماند چقدر سر لباس پوشیدن خندیدیم..تاحالا اونشکلی بیرون نرفته بودم

و الانم در خدمت شمام

چقدر خلاصه گفتم خدایی

البته این جشن برا کارنامم هم بود معدلم20 شد

سومین روز تابستونو که ترکوندیم قبلش که همش خواب بودم:)

ببینیم بقیش چی میشه:)

بای

:))


Tag's: تولد ، تولدم مبارک ، تولدمه ، خیلی خوشحالم
نظرات (8) . |by-> ♫♥♪Şคຖค ๓iŞŞ♪♥♫ |Data-> شنبه 3 تیر 1396 . 08:24
♥خُّدّاّیــّ اِحّسّــاسّــ♥
I8BY7

◄لطفت همیشه شامل حالمه►

◄اصلا تو خیلی فرق داری با همه►

◄اجازه دادی به تو دل ببندم►

◄تو فهمیدی به تو علاقه مندم►

◄خودت دلیل این علاقه بودی►

◄چه بد بودم روزایی که نبودی►

◄نه آبرو داشتم نه عشق و میلی►

◄تو خیلی با محبتی تو خیلی►

◄باز اومدم آبرو داری کنی►

◄برای دردم تو یه کاری کنی►

◄بهت بگم از همه دل بریدمو►

◄تموم مردونگیاتو دیدمو►

◄باز اومدم تا که بگم دار و ندارم►

◄صبر و قرارم►

◄گره افتاده به کارم►

◄سلام آقا سلام خدای احساس►

◄درمون درد من حضرت عباس►

◄صد دفعه گفتمو دوباره میگم►

◄آقای من آقای خوب دنیاس►

◄اون هنوزم فکر یه قطره آبه►

◄به فکر اون بچه ایه که خوابه►

◄به فکر اونیه که از تشنگی►

◄لباش ترک خورده حالش خرابه►

◄عموی بچه ها نجاتم بده►

◄یه قدری مهربونی یادم بده►

◄سایتو از روی سرم بر ندار►

◄صدات که میزنم جوابم بده►

◄حضرت عباس نجاتم بده...►

◄حلالم کن دم رفتن►

◄کمی بعد از پریشونی►

◄تو آوار نگاهی که►

◄تو هم با ما نمیمونی►

◄مسیر موندن و رفتن►

◄یکی بود و جدا شد باز►

◄تو پایان منو دیدی►

◄جدایی سخته از آغاز►

◄حلالم کن غریبونه►

◄توی این دل پُرِ خونه►

◄حلالم کن غریبی که►

◄برات دل کندن آسونه►

◄حلالم که به زخمایی►

◄که لب وا کرده میخنده►

◄حلالم کن به عشقی که►

◄به چشمای تو پابنده►

◄حلالم کن.حلالم کن.حلالم کن.حلالم کن.►

◄حلالم کن به خونی که►

◄غروب از خاک میجوشه►

◄حلالم کن به نوزادی►

◄که شیر از تیر مینوشه►

◄مگه میشه کنار تو►

◄هنوزم عشق بد حاله►

◄صبوری هم کم آورده►

◄خود شمشیر می ناله►

◄حلالم کن غریبونه►

◄توی این دل پُرِ خونه►

◄حلالم کن غریبی که►

◄برات دل کندن آسونه►

◄حلالم که به زخمایی►

◄که لب وا کرده میخنده►

◄حلالم کن به عشقی که►

◄به چشمای تو پابنده►

◄حلالم کن.حلالم کن.حلالم کن.حلالم کن.►


♥ایام سوگواری سالار شهیدان امام حسین(ع)♥

♥وماه محرم روبه همه تسلیت عرض میکنم♥

♥التماس دعا♥


Tag's: خدای احساس ، یا حضرت ابلفضل ، محرم ، عذاداری ، التماس دعا ، یا امام حسین
|by-> ♫♥♪Şคຖค ๓iŞŞ♪♥♫ |Data-> سه‌شنبه 20 مهر 1395 . 20:23
♥خّاطِرّهـِ هّایـّـ ایـّنـّ هَفّتّهـِ♥

乙女 のデコメ絵文字سلام دخیا خوبین؟خوشین؟سلامتین؟چه خبرا؟乙女 のデコメ絵文字


動物 のデコメ絵文字اول از همه عیدتون مبارک البته با تاخیر دلیلشو میگم حالا動物 のデコメ絵文字


キラキラ のデコメ絵文字مدرسه ها هم دارن باز میشن بدبختانهキラキラ のデコメ絵文字


乙女 のデコメ絵文字اگه معلما بسازن باهامون منم میسازم باهاشوناااا乙女 のデコメ絵文字


cafe-webniaz.irولی نمیدونم چرا فراریم خخخخخخcafe-webniaz.ir


cafe-webniaz.irراستی بعضیا میگن چرا انقدر دیر به دیر آپ میکنیcafe-webniaz.ir


cafe-webniaz.irخب عزیزای من وقتی شماها کم نظر میدینcafe-webniaz.ir


cafe-webniaz.irمنم مجبور میشم کلی صبر کنم تا نظرا زیاد بشن بعد آپ کنمcafe-webniaz.ir


cafe-webniaz.irتازه اینطوری خاطره ها هم زیاد تر میشن تبدیل میشن به رمانcafe-webniaz.ir


cafe-webniaz.irخب الان خیلییی کار داریم تو ادامه مطلبcafe-webniaz.ir


cafe-webniaz.irکلی خاطره و عکس و یادگاریcafe-webniaz.ir


cafe-webniaz.irشاید این آخرین رمانی باشه که مینویسمcafe-webniaz.ir


cafe-webniaz.irچون مدارس شروع بشن دیگه وقت نداریم نه من نه شماcafe-webniaz.ir


シンプル のデコメ絵文字پس بفرمایید ادامه مطلبシンプル のデコメ絵文字

ی 


Tag's: کیک ، خرابکاری ، تزیین کیک ، شمال ، تلکابین ، جنگل ، رامسر ، دریا
continue | نظرات (82) . |by-> ♫♥♪Şคຖค ๓iŞŞ♪♥♫ |Data-> چهارشنبه 31 شهریور 1395 . 21:37
♥یّهـِ هَّفّتّهِـ عّالّیّـ♥

シンプル のデコメ絵文字سلووووم دخیاシンプル のデコメ絵文字


゜*記号*゜ のデコメ絵文字چطورین؟خوش میگذره؟゜*記号*゜ のデコメ絵文字


キラキラ のデコメ絵文字واقعا شرمندم که کمتر میام نتキラキラ のデコメ絵文字


ハートだよ。1つ のデコメ絵文字این هفته که واقعا سرم شلوغ بودハートだよ。1つ のデコメ絵文字


可愛い のデコメ絵文字اصلا نمیدونم این روزای آخر تابستون چرا انقدر خوش میگذره؟可愛い のデコメ絵文字


シンプル のデコメ絵文字بازم یه خاطره نوشتم بسی رمان:) اگه حوصلشو داری برو بخونシンプル のデコメ絵文字


シンプル のデコメ絵文字نداری هم نخون چون کور میشی دور از جوووونシンプル のデコメ絵文字


サンリオ のデコメ絵文字ادامه مطلب خاطرمو نوشتم بفرماییدサンリオ のデコメ絵文字

ب


Tag's: مهمونی ، استخر ، مهر و ماه ، گند دماغ ، جنگل آمازون ، روضه
continue | نظرات (130) . |by-> ♫♥♪Şคຖค ๓iŞŞ♪♥♫ |Data-> شنبه 13 شهریور 1395 . 20:09
♥فَکُّــ وّ فّامیّلّــ♥

シンプル のデコメ絵文字سلااااام دخیاシンプル のデコメ絵文字


(タイトルなし) のデコメ絵文字خوبین؟ببخشید چند وقت نبودم خدمتتون(タイトルなし) のデコメ絵文字


(タイトルなし) のデコメ絵文字نت بزرگوار به اتمام رسیده بود(タイトルなし) のデコメ絵文字


シンプル のデコメ絵文字اومدم باخاطره ای طنز و باحالシンプル のデコメ絵文字


シンプル のデコメ絵文字اونم از نوع فک و فامیـــلシンプル のデコメ絵文字


ハート のデコメ絵文字بفرماید ادامه مطلب در خدمتیمハート のデコメ絵文字

ی 


Tag's: فک و فامیل ، دختر خاله ، دابسمش ، هیولا ، حقیقت یا شجاعت ، والیبال
continue | نظرات (85) . |by-> ♫♥♪Şคຖค ๓iŞŞ♪♥♫ |Data-> یکشنبه 31 مرداد 1395 . 22:54
♥یّهــ جَشّنــِ بّاحـّـالـّ♥

シンプル のデコメ絵文字سلام دخیاシンプル のデコメ絵文字


可愛い のデコメ絵文字چطورین؟؟چه خبرا؟؟خوش میگذره؟؟可愛い のデコメ絵文字


サンリオ のデコメ絵文字اول از همه اینکه روز دخملا رو تبریک میگمサンリオ のデコメ絵文字


゜*天気/かわいい*゜ のデコメ絵文字 البته با تاخیر چون مسافرت بودم゜*天気/かわいい*゜ のデコメ絵文字 


実写 はーと のデコメ絵文字نمیشه گفت مسافرت چون شهر خودمون بود実写 はーと のデコメ絵文字


ハート のデコメ絵文字امروزم خاطرشو آوردمハート のデコメ絵文字


わーい+ハート のデコメ絵文字خدایی خیلی خوش گذشتわーい+ハート のデコメ絵文字


キラキラ のデコメ絵文字چون خانوادگی بود با اتفاقای باحالキラキラ のデコメ絵文字


サンリオ のデコメ絵文字 بفرمایید ادامه مطلب بخونیدشサンリオ のデコメ絵文字

 


Tag's: عروسی ، دایی ، اصفهان ، آرایشگر مرض دار ، موزیک ، یه جشن فوق العاده
continue | نظرات (103) . |by-> ♫♥♪Şคຖค ๓iŞŞ♪♥♫ |Data-> شنبه 16 مرداد 1395 . 01:15
♥دّادّاشّــ کّوچّولّومـّـ♥
動物 のデコメ絵文字داداشم هر چقدرم اذیتم کنه動物 のデコメ絵文字

ハートだよ。1つ のデコメ絵文字هر چقدر مانع آرامشم باشه و همش شیطونی کنهハートだよ。1つ のデコメ絵文字

動物 のデコメ絵文字با اون کوچولوییش بهم زور بگه動物 のデコメ絵文字

cafe-webniaz.irسرم داد بزنه و موهامو بکشهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.ir حرصمو در بیاره و نزاره هیچ غلطی بکنمcafe-webniaz.ir 

キラキラ のデコメ絵文字بازم از ته دلم براش میمیرمキラキラ のデコメ絵文字

ハートだよ。1つ のデコメ絵文字حالا هر چقدرم بگم ازش بدم میاد فرقی نمیکنهハートだよ。1つ のデコメ絵文字

シンプル のデコメ絵文字4 مرداد روز زمینی شدن تنها عشقمシンプル のデコメ絵文字

乙女 のデコメ絵文字تولدت مبارک جیگر آبجی乙女 のデコメ絵文字

5s3o_3857e7ef36970cb6d40a11a02d395531.jpeg


Tag's: داداشی ، جیگرم ، تولدت مبارک ، مرداد ماهی ، عزیز دلم
نظرات (178) . |by-> ♫♥♪Şคຖค ๓iŞŞ♪♥♫ |Data-> یکشنبه 3 مرداد 1395 . 20:35
♥زِنّدِگّیــــ♥
サンリオ のデコメ絵文字زندگیم شده تکراریサンリオ のデコメ絵文字

動物 のデコメ絵文字خسته شدم از بیکاری動物 のデコメ絵文字

cafe-webniaz.irمتنفرم از بی خوابیcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irلعنت به این زندگیcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irکه همش جمع شده تو یه اتاقیcafe-webniaz.ir

シンプル のデコメ絵文字که غرقه تو تاریکی و بی حالیシンプル のデコメ絵文字

シンプル のデコメ絵文字گذروندن وقت با آهنگای تکراریシンプル のデコメ絵文字

(タイトルなし) のデコメ絵文字هوای بیرونی(タイトルなし) のデコメ絵文字

シンプル のデコメ絵文字صبح تا عصر آفتابیシンプル のデコメ絵文字

キラキラ のデコメ絵文字پس چرا خنده های الکی؟キラキラ のデコメ絵文字

シンプル のデコメ絵文字چرا شادی های بیخودی؟シンプル のデコメ絵文字

cafe-webniaz.irخدایا امیدمون توییcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبزرگی،معبودی،بی همتاییcafe-webniaz.ir

キラキラ のデコメ絵文字برگردون به دنیای ما زیباییキラキラ のデコメ絵文字

乙女 のデコメ絵文字با شادی و خوشحالی乙女 のデコメ絵文字

Tag's: زندگی ، تکراری ، تابستون ، بیخودی ، تاریکی
نظرات (151) . |by-> ♫♥♪Şคຖค ๓iŞŞ♪♥♫ |Data-> شنبه 26 تیر 1395 . 20:36
♥کاُدّوُهاّمـــ♥

cafe-webniaz.irسلام دخملاcafe-webniaz.ir


cafe-webniaz.irبعضی دوستام برا تولدم بهم کادو دادنcafe-webniaz.ir


cafe-webniaz.irچند تا کادوی خیلی قشنگcafe-webniaz.ir


cafe-webniaz.irادامه مطلب میتونین ببینیدشونcafe-webniaz.ir


http://zibasaz.niniweblog.com/ 

continue | |by-> ♫♥♪Şคຖค ๓iŞŞ♪♥♫ |Data-> دوشنبه 14 تیر 1395 . 09:31
♥تَولّدمّـــ مّبارَّکّـــ♥

グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字یه صبح قشنگ تو تاریخ 9/23グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字

 

☆はてな★ のデコメ絵文字که نمیدونم سالش به شمسی چند میشه؟؟!!☆はてな★ のデコメ絵文字

 

یه دخی خوشمل به اسم سنا بدنیا اومد

 

*グーミン* のデコメ絵文字هووووووووووووووورااااااااااااا*グーミン* のデコメ絵文字

 

یه سال عاقل تر شدم

 

゜*きゃわ*゜ のデコメ絵文字یه سال بزرگتر شدم゜*きゃわ*゜ のデコメ絵文字

 

یه سال بر فهم و شعور کمم اضافه شد

 

و 14 ساله شدمممممممممممم

 

حالا هم میخوام به مناسبت این روز بزرگ

 

یه جشن درست و حسابی بگیرم

 

نرین ادامه مطلب ضرر کردین درست و حسابی

 


continue | نظرات (215) . |by-> ♫♥♪Şคຖค ๓iŞŞ♪♥♫ |Data-> سه‌شنبه 8 تیر 1395 . 03:11
♥عَّکسّایـــ مَنّـــ♥

整理 のデコメ絵文字سلام به همه دخملا整理 のデコメ絵文字

 

به درخواست بعضی دوستان


 *女の子* のデコメ絵文字چند تا عکس از خودم گذاشتم*女の子* のデコメ絵文字


かわいい、 のデコメ絵文字روی عکس ها مکانشونم نوشتمかわいい、 のデコメ絵文字


اون آدرس پایینشم وبلاگ مامانمه


فکر نکنید از جایی کپی کردماااا


♥در ضمن تو نظرسنجیمم شرکت کنین♥

 

かわいい のデコメ絵文字تشریف ببرید ادامه مطلبかわいい のデコメ絵文字


 


continue | نظرات (148) . |by-> ♫♥♪Şคຖค ๓iŞŞ♪♥♫ |Data-> سه‌شنبه 1 تیر 1395 . 00:29
♥یِهـّ خاطرّهِـ باحاّلـ♥

گالری تصاویر سوسا وب تولز


*女の子* のデコメ絵文字سلام به همه دخملا*女の子* のデコメ絵文字


かわいい男の子&女の子(*/□\*) のデコメ絵文字نماز روزتون قبول باشهかわいい男の子&女の子(*/□\*) のデコメ絵文字

 

゜*棒人間/かわいい*゜ のデコメ絵文字اومدم با خاطره ی باحال゜*棒人間/かわいい*゜ のデコメ絵文字

  

まるまる のデコメ絵文字آقا ما چهارشنبه یعنی دقیقا =?utf-8?B?44OH44Kj44K644OL44O8?= のデコメ絵文字 روزまるまる のデコメ絵文字

 

リボン のデコメ絵文字قبل اومدن حاج رمضون داشتیم تو حیاطリボン のデコメ絵文字

 

゜*きゃわ*゜ のデコメ絵文字با دوستامون زر میزدیم که من گفتم:゜*きゃわ*゜ のデコメ絵文字

 

بچه ها من تشنم شد برم آب بخورم

 

رفتم خونه دیدم مامانم داره لباس جمع میکنه

 

グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字گفتم:خبریه ایشالا؟グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字


゜*棒人間/かわいい*゜ のデコメ絵文字میخواستم برم قر بدم که゜*棒人間/かわいい*゜ のデコメ絵文字

 

*女の子* のデコメ絵文字مامانم گفت:قراره یکشنبه اثاث کشی کنیم!!*女の子* のデコメ絵文字

 

=?utf-8?B?55+i5Y2w?= のデコメ絵文字بقیه در ادامه=?utf-8?B?55+i5Y2w?= のデコメ絵文字

 


continue | نظرات (115) . |by-> ♫♥♪Şคຖค ๓iŞŞ♪♥♫ |Data-> شنبه 29 خرداد 1395 . 08:49
♥بالاّخَرهِــ تموّمّــ شُّد . . . ♥

r8y0_rsz_img_۲۰۱۶۰۵۳۰_۱۰۵۷۳۴.jpg


整理 のデコメ絵文字سلام به همه دخملا整理 のデコメ絵文字

 

نمیپرسم خوبین چون میدونم توپین

 

چون:بالاخره عذاب خونه ها تمووم شددددن

 

゜*棒人間/かわいい*゜ のデコメ絵文字هووووووووووووووووووورااااااااااااا゜*棒人間/かわいい*゜ のデコメ絵文字

 

دوباره بخور و بخواب و تفریح شروع شد

 

かわいい のデコメ絵文字امیدوارم نمره های خوف آورده باشینかわいい のデコメ絵文字

 

و روزکارنامه ها آبروتون جلو مامان بابا نره

 

女の子っ//* のデコメ絵文字بالاخره دوره ابتداییم تمومید女の子っ//* のデコメ絵文字

 

まるまる のデコメ絵文字امروز وقتی مدرسه زنگ خونه رو زدまるまる のデコメ絵文字

 

゜*棒人間/かわいい*゜ のデコメ絵文字احساس میکردم از زندان اوین آزاد شدم゜*棒人間/かわいい*゜ のデコメ絵文字

 

スマイル シリーズ のデコメ絵文字یعنی یورتمه میرفتمااااスマイル シリーズ のデコメ絵文字

 

゜*棒人間/かわいい*゜ のデコメ絵文字هرکی نمیدونست فکر میکرد دیوونه ام゜*棒人間/かわいい*゜ のデコメ絵文字

 

*女の子* のデコメ絵文字البته هستم فکر کردن نمیخواد*女の子* のデコメ絵文字

 

در هر صورت تبریک میگم

 

فعلا عشقولیا






نظرات (111) . |by-> ♫♥♪Şคຖค ๓iŞŞ♪♥♫ |Data-> دوشنبه 10 خرداد 1395 . 18:03
♥خَبَِّرایـِـ خوّبــ.ِ..♥

*女の子* のデコメ絵文字سلام به دوستای گلم*女の子* のデコメ絵文字

 

ببخشید دیر آپ کردم طلسم شده بود لعنتی

 

゜*きゃわ*゜ のデコメ絵文字خب دو تا خبر خوب゜*きゃわ*゜ のデコメ絵文字

 

کلاس ما (ششم نیلوفر) بین تمام پایه های مدرسه

 

*女の子* のデコメ絵文字در المپیاد ورزشی درون مدرسه اول شد*女の子* のデコメ絵文字

 

تیم دومینوی کلاس ما اول شد

 

゜*棒人間/かわいい*゜ のデコメ絵文字من طناب زنی اول شدم゜*棒人間/かわいい*゜ のデコメ絵文字

 

ハートだよ。1つ のデコメ絵文字والیبالمون دوم شدハートだよ。1つ のデコメ絵文字


゜*棒人間/かわいい*゜ のデコメ絵文字بسکتبالو ریدیم سوم شدیم゜*棒人間/かわいい*゜ のデコメ絵文字

 

و کاپ قهرمانی رو به ما دادن

 

=?utf-8?B?44OH44Kj44K644OL44O8?= のデコメ絵文字و خبر خوب دوم=?utf-8?B?44OH44Kj44K644OL44O8?= のデコメ絵文字

 

☆はてな★ のデコメ絵文字که هنوز نمیدونم چیه☆はてな★ のデコメ絵文字

 

まるまる のデコメ絵文字چون میگن قاصدک خبرخوش میارهまるまる のデコメ絵文字

 

ما هم تو باغچه مون گل قاصدک در اومده

 

かわいい男の子&女の子(*/□\*) のデコメ絵文字البته تازه غنچه اش باز شده هنوز کوچیکهかわいい男の子&女の子(*/□\*) のデコメ絵文字

 

グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字اینم عکسش:グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字


bbnu_rsz_1rsz_1cam00142[1].jpg


ایام گند امتحانارو هم تسلیت میگم

 

気持ちだよ。ラブ のデコメ絵文字به امید موفقیت تک تکتون気持ちだよ。ラブ のデコメ絵文字

 

*゜★。・かわいい*・゜☆・ のデコメ絵文字ای خدا کی میشه تابستون بشه*゜★。・かわいい*・゜☆・ のデコメ絵文字

 

فعلا رفقا


شکلک نظر بذارید


نظرات (157) . |by-> ♫♥♪Şคຖค ๓iŞŞ♪♥♫ |Data-> پنج‌شنبه 30 اردیبهشت 1395 . 23:24
♥فارِّغُـ الّتَحصّیلّیـ♥

  グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字سه شنبه بودグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字

 

グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字با اینکه شیفت ظهر بودیمグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字

 

グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字ساعت7:30 باید تو مدرسه حضور میداشتیمグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字

 

グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字تو مدرسه همه بچه ها منو به فحش کشیدنグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字

 

グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字-سنا چرا انقدر دیر اومدی آخه اسکول؟؟グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字

 

グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字-اسکول خودتونید هنوز که راه نیوفتادیمグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字

 

グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字الکی انقدر ور ور میکنیدグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字

 

グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字ساعت8:30 تازه راه افتادیمグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字

 

グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字تو راه کلی آهنگ خوندیم و زدیم و رقصیدیمグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字

 

グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字رسیدیم به محل اردو:باغ یزدان پناهグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字


グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字بقیه حرفام تو ادامه حرفامグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字



Tag's: اردو ، کلاس ششم ، یزدان پناه ، عکاسی ، گوشت خر ، دوستانه ، فارغ التحصیلی
continue | نظرات (113) . |by-> ♫♥♪Şคຖค ๓iŞŞ♪♥♫ |Data-> یکشنبه 12 اردیبهشت 1395 . 21:52
❤دُختَـرّونّهِـ❤


*女の子* のデコメ絵文字من یک دخترم*女の子* のデコメ絵文字


☆はてな★ のデコメ絵文字رژ☆はてな★ のデコメ絵文字


عاشقشم


☆はてな★ のデコメ絵文字لواشک☆はてな★ のデコメ絵文字


かわいい男の子&女の子(*/□\*) のデコメ絵文字وااااای نگوووかわいい男の子&女の子(*/□\*) のデコメ絵文字


☆はてな★ のデコメ絵文字پاستیل☆はてな★ のデコメ絵文字


دیوونشم


☆はてな★ のデコメ絵文字عاشق☆はてな★ のデコメ絵文字


グーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字هستمグーミーズ 見てね(^◇^)┛ のデコメ絵文字


☆はてな★ のデコメ絵文字لجباز☆はてな★ のデコメ絵文字


اوووووف


☆はてな★ のデコメ絵文字خوشگل☆はてな★ のデコメ絵文字


リボン のデコメ絵文字100 درصدリボン のデコメ絵文字


☆はてな★ のデコメ絵文字رو اعصاب☆はてな★ のデコメ絵文字


شدید


☆はてな★ のデコメ絵文字اعتماد به نفس☆はてな★ のデコメ絵文字


نه مثل بعضیا


☆はてな★ のデコメ絵文字احساساتی☆はてな★ のデコメ絵文字


=?utf-8?B?44GE44KN44GE44KN?= のデコメ絵文字بسیار=?utf-8?B?44GE44KN44GE44KN?= のデコメ絵文字


☆はてな★ のデコメ絵文字گریه☆はてな★ のデコメ絵文字


星*゜ のデコメ絵文字بیشتر واسه چیزایی که برام مهمن星*゜ のデコメ絵文字


☆はてな★ のデコメ絵文字بارون☆はてな★ のデコメ絵文字


森ガール かわいい 静止 のデコメ絵文字عاااااشقشممم森ガール かわいい 静止 のデコメ絵文字


☆はてな★ のデコメ絵文字شیطونی و دیوونه بازی☆はてな★ のデコメ絵文字


به طور مداوم


ハート のデコメ絵文字منم و دنیای دخترونمハート のデコメ絵文字


女の子 のデコメ絵文字منم و عروسکام女の子 のデコメ絵文字


منم و شیطونیام


気持ちだよ。ラブ のデコメ絵文字منم و دنیای عشق به دوستام気持ちだよ。ラブ のデコメ絵文字


整理 のデコメ絵文字منم و حسودیامو بی منطقیام整理 のデコメ絵文字


منم و احساساتی که درک کردنش


♥واسه خیلیا سخته♥


ی


نظرات (101) . |by-> ♫♥♪Şคຖค ๓iŞŞ♪♥♫ |Data-> جمعه 21 اسفند 1394 . 21:24
ABOUT

@description
CATEGORIES
TAGS
LINKS
DES..

OTHER

♥کد لوگو♥

ابزار هدایت به بالای صفحه

سلام دوستان خوش اومدین♥امیدوارم از مطالبم خوشتون بیاد♥کامنت یادتون نره♥با تبادل لینک هم به شدت موافقم البته با عرض احترام به آقایان فقط با خانم ها♥خوش بگذره♥♥♥.

ساخت کد آهنگ