X
تبلیغات
رایتل

پشتیبانی

☆♡نِوِشتهـِ هــاےِ صُورتےِ مَنـ ♡☆
☆♡نِوِشتهـِ هــاےِ صُورتےِ مَنـ ♡☆
♥بُرّجـّ هَیَّجّانــّ♥

キラキラ のデコメ絵文字هااااااااااااااااای ی من.چطور مطورین؟キラキラ のデコメ絵文字

キラキラ のデコメ絵文字وای این روزا خیلی خوش میگذرهキラキラ のデコメ絵文字

シンプル のデコメ絵文字سر درست کردن کیک تولد احسان مردیم از خندهシンプル のデコメ絵文字

ハート のデコメ絵文字انقدر خراب کاری کردیم که حد نداره،تازه کله ظهر رفتیم خرید کارت مامان خالی شدハート のデコメ絵文字

シンプル のデコメ絵文字یه شبم رفتیم خونه خالم ایناシンプル のデコメ絵文字

乙女 のデコメ絵文字حالا بماند چقدر شلوغ بود و مامانم نزدیک بود تصادف کنه:)乙女 のデコメ絵文字

ハートだよ。1つ のデコメ絵文字من که چشمامو میبستم اشهد میخوندمハートだよ。1つ のデコメ絵文字

久しぶりのあにまるず のデコメ絵文字مامانجونا و آقاجون مامانمم بودن هممون مث گچ شده بودیم久しぶりのあにまるず のデコメ絵文字

久しぶりのあにまるず のデコメ絵文字انقدر از دست ریحانه خندیدم که دل درد گرفتم久しぶりのあにまるず のデコメ絵文字

乙女 のデコメ絵文字میگفت روز دختر در کابینتو باز کردم دو تا چیپلت سایز کوچیک دیدم 乙女 のデコメ絵文字

゜*記号*゜ のデコメ絵文字گفتم بابااااااا اینا کجا بودن؟゜*記号*゜ のデコメ絵文字

シンプル のデコメ絵文字باباشم یه قیافه لارجی گرفته و گفته روز دختره دیگهههシンプル のデコメ絵文字

(タイトルなし) のデコメ絵文字ریحانم با حالت گریه گفته باباااااا پارسال 10 تومن دادی(タイトルなし) のデコメ絵文字

動物 のデコメ絵文字 که بعدشم دیدی یگانه نگاه میکنه ازم گرفتی دادی به اون گفتی تو ذهنش میمونه動物 のデコメ絵文字

ハートだよ。1つ のデコメ絵文字بابا اون بزرگ میشه یادش میره من توذهنم میمونهههههههههههههハートだよ。1つ のデコメ絵文字

シンプル のデコメ絵文字کلیم دابسمش بازی کردیم انقدر خندیدیم غش کردیم،با اون پشت صحنه هامونシンプル のデコメ絵文字

動物 のデコメ絵文字پسپریشب:) دایی محسن و زندایی بهاره از اصفهان اومدن動物 のデコメ絵文字

乙女 のデコメ絵文字دایی مهدی اینامم اومدن شام خونه مامانجونم بودیم乙女 のデコメ絵文字

シンプルデコメ のデコメ絵文字اقاجونم دلستر خریده بودهシンプルデコメ のデコメ絵文字

久しぶりのあにまるず のデコメ絵文字هممون خوردیم گفتیم اهههه اههه اهههه چقدر تلخه و اینا久しぶりのあにまるず のデコメ絵文字

cafe-webniaz.irدایی محسن گفت:یعنی مارک سنیچ همه دلستراش خوبن غیر از همین دوتایی که شما خریدینcafe-webniaz.ir

久しぶりのあにまるず のデコメ絵文字آخر شام اقاجونم گفت همه کارارو خانومم انجام داده من هیچچچچچچچ کار نکردم久しぶりのあにまるず のデコメ絵文字

cafe-webniaz.irدایی محسنم گفت البته غیر از دلسترشcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبعدشم نشستیم دور هم دایی مهدی داشت سوال پوست و مو از زندایی میکردcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irدایی محسن گفت زنا انقدر سوال میکننا.....cafe-webniaz.ir

ینی با خاک یکسانش کرد

cafe-webniaz.irزندایی بهاره داشت برا دایی مهدی توضیح میداد دایی اصلا حواسش نبود داشت به ماها میخندیدcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irیهو دایی محسن گفت هوووو مهدی با توعه هاcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبیچاره قرمزززززز شدcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبعد بحث این شد که یکی از فامیلامون چقدر موهاش ریختهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irهممون گفتیم خب پودر مو میزنه معلوم نیستcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irآقاجونمم هی میگفت من شمردم 16 تا داشت:)cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irاگه اینطوره منم میتونه بزنم:)و زد پست کله ی خودشcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irوکلی چیز دیگه که یادم نیست خیلی خندیدیم cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irدیروزم خونه مامانجونم اینا بودیم برج هیجان بازی میکردیمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irهمرووووو شکست دادمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبا زنداییم شاید بیشتر از 10 بار بازی کردیمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبامامانمم 5 بارcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبا دایی مهدیمم بازی کردیم یه بار در میون میبردیم:)cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irکلی ماجرا پیش اومد مهمون اومد و ایناcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irما همچناان نشسته بودیم بازی میکردیمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irدایی محسن اینا از تهران اومده بودن ما داشتیم بازی میکردیمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irدایی محسن نشونه گرفت بزنه همشو بریزهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irچنان جیغی کشیدیم منو مامانم و زندایی الهه و دایی مهدی،بیچاره ترسید فرار کردcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irرفتیم اون یکی اتاق زندایی بهاره اومد گفت منم بازیcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irخلاصه منو دوتا زنداییام بازی کردیم برجه هم نریخت وهممون بردیم خیلی هیجانی بودcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irتا شب بازی کردیم و یا مساوی بودیم یا من میبردمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irدایی محسن اینا میخواستن برن زندایی بهاره گفت سنا بیا بازیcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبازی کردیم زندایی الهه هم اومد مامان منم اومدcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irیدفعه زندایی بهاره اومد برداره همش رییییختcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irچنان جیغی کشیدیم 4 تایی همه حواسشون به ما جمع شد داشتن سکته میکردن خخخخخcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irزندایی بهاره رفت لباساشم پوشید و گفت سنا بچین دوباره بازی کنیمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irخلاصه خانوادگی با اقاجونو مامانجون و زنداییا و داییا و کلا هممون بازی کردیمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irآقاجونم گفت اگه سریع بکشی نمیریزهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irورداشت یکی کشید از پایه همش ریختcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمامانجونمم تازه یاد گرفته بوده ادعاش میشدcafe-webniaz.ir

 cafe-webniaz.irهی میگفت راحته بابا تندی میکشد کل برج کج میشد ولی نمیریخت:)cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irخلاصه دایی محسن و زندایی بهاره برگشتن اصفهانcafe-webniaz.ir

دایی مهدیمم که حسابی داشت میسوخت از 2 تا شکستش گفت سنا بیا بازی وگرنه آبروم میره:(

cafe-webniaz.irمنم دلم سوخت گفتم باشهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irچیدیم و شروع کردیم و همه هم نگاه میکردنcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irانقدر حساس شده بود که حد ندارهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irدایی مهدی:سنا خدا بگم چیکارت کنه آب دهنمو نمیتونم قورت بدم:)cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irو سر انجام دوباره باخت و اقدر خودشو زد ماها غش کردیم از خندهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irهی میگفت من باید ببرم من میبرررررم دفعه بعدی:)از رو هم نمیرهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irدوباره چند دقیقه بعدش بازی کردیم و مساوی شدیمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irولی من تعداد بردام بیشتر شد ایوللللللللللللللللcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irآخه بردن دایی مهدی کار راحتی نیست مهندسه مثلاااااcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبعدشم با آقاجونم یه جور دیگشو بازی کردیم باختم اهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبعدشم شام خوردیم،بماند چقدر دایی مهدی نگران شکمش بود 10 رقم شام درست کرد:)cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irبعدشم رفتیم تو اتاق با زندایی الهه سابوی بازی کردیم و منم با دوستام چت میکردمcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irانقدر سوتی دادیم که قابل پخش نیست بووووووووووووقcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irیه دبیرمون به منو هنی تبریک روز دختر داده بود به فاطی نداده بود داشت میسوختcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.ir فاطیم خیلی دوستش داشتcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمنم تو ویس گفتم ولش کن لیاقت ندارهcafe-webniaz.ir

یهو همه ساکت شدن گفتن چییییییییییییییییی

cafe-webniaz.irمردم از خنده به فاطیم گفتم ترکیدcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irمنحرفاااااااااااااااااااااااااcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irامروزم باشگاه عالی بود این مربیه چسبیده به منو یاسیcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.ir هی وسط تمرین میاد زر میزنه خارج از باشگاه اه اعصابمونو دیگه خورد کردهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irاینهمه ادم فقط پیش ماهاست هی میگه آفرین و اینکارو بکن و آهانcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irفک کنم عاشقمون شده خخخخخخخخخخخخخخخخخcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irراستی مهدیه جونم پیشاپیش تولدت مبارک باشهcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irعزیزم ایشالله 99999999999999999999999 سالگیتو جشن بگیریcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.irتا بعد رفقاcafe-webniaz.ir

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://www.roozgozar.com


Tag's: برج هیجان ، خاطره های باحال ، دخترونه ، تولد ، چرت و پرت های من
نظرات (34) . |by-> ♫♥♪Şคຖค ๓iŞŞ♪♥♫ |Data-> شنبه 7 مرداد 1396 . 03:21
ABOUT

@description
CATEGORIES
TAGS
LINKS
DES..

OTHER

♥کد لوگو♥

ابزار هدایت به بالای صفحه

سلام دوستان خوش اومدین♥امیدوارم از مطالبم خوشتون بیاد♥کامنت یادتون نره♥با تبادل لینک هم به شدت موافقم البته با عرض احترام به آقایان فقط با خانم ها♥خوش بگذره♥♥♥.


دانلود آهنگ